به نام خدا

نام و نام خانوادگی : سعیده نجفی 

 

عنوان تحقيق:اختلال هاي فراگيررشدي

 

سال تحصیلی: 1390-1391

اختلالات نافذ رشد

 در این دسته گروهی از اختلالات قرار گرفته اند که با نفوذ در روند  رشد کودک آن را از سیر طبیعی خود خارج نموده و مانع از رشد بهنجار می گردند . به طور کلی می توان گفت علاوه بر آسیب های جدی که در حیطه های مختلف  رشدی دیده می شود ، تخریب تعاملات اجتماعی  از ویژگی های بارز این گروه است . در واقع کودکان این گروه افرادی در خود فرو رفته هستند که تمایلی به برقرار کردن ارتباط با اطرافیان ندارند و حتی در صورت شروع رابطه از طرف فرد دیگر ، تن به برقرای ارتباط نمی دهند و توان شروع  ویا ادامه یک رابطه اجتماعی یا عاطفی را ندارند .

 به طور کلی اختلالات موجود در این گروه را به شرح زیر طبقه بندی می گردند:

 1- اختلال اتیستیک

2- سندرم  رت

3- اختلال آسپرگر

4- اختلال ازهم گسيختگي كودكي

 در واقع این دسته از اختلالات با آسیب شدید و نافذ در چندین حوزه رشد از جمله مهارتهای تعامل اجتماعی ، مهارتهای ارتباطی ( زبانی )  ، رفتار و فعالیت های کلیشه ای مشخص می شوند . این اختلالات معمولا در اولین سالهای زندگی آشکار می شوند و ممکن است با درجاتی از عقب ماندگی ذهنی همراه شوند .  ویژگیهای این گروه را برای سهولت درک می توان به دو دسته تقسیم نمود . دسته ای که بین همه مشترک می باشند ، لیکن با توجه به نوع اختلال ممکن است شدت یا ضعف داشته باشند و دسته ای که منحصر به یک گروه خاص می باشند مثلا سندروم رت که تنها در جنس مونث دیده می شود و کوچکی جمجمه دارند و یا عدم تاخیر در رشد گفتار که در آسپرگرمشاهده می گردد.

نشانه های مشترک گروه :

 نقص در تعامل اجتماعی

نقص در مهارت های ارتباطی (زبان )

علایق محدود شده و فعالیت های کلیشه ای

 کودکان مبتلا به اختلالات نافذ رشد از نظر شدت  علایم و میزان آسیب وارده  روی یک طیف قرار می گیرند ؛ در گروهی از ایشان  تعداد زیادی از علایم  مشاهده می شود (برای مثال به محیط اطراف توجه نداشته ، تماس چشمی ندارد ،  ارتباط برقرار نمی کند ، توان کلامی ندارد و حرکات کلیشه ای و ... در کودک مشاهد می شود) و در برخی کودکان علایم کمتری بروز می کند.   

در ادامه بحث به توصیف هر یک از اختلالات این گروه می پردازیم:

1-اوتيسم چيست؟

اوتيسم نوعی اختلال رشدی است كه با رفتارهای ارتباطی ، كلامی غیر طبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سال های اول عمر بروز می كندو علت اصلی آن ناشناخته است. این اختلال در پسران شایع تر از دختران است. وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ، سبك زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد. این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی تأثیر می گذارد. كودكان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات كلامی و غیر كلامی ، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی، مشكل دارند. این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار می سازد . در بعضی موارد رفتارهای خود آزارانه و پرخاشگری  نیز دیده می شود. در این افراد حركات تكراری ( دست زدن ، پریدن ) پاسخ های غیر معمول به افراد ، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده می شود و ممكن است در حواس پنجگانه ( بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و چشایی )  نیز حساسیت های غیر معمول نشان دهند. هسته مركزی اختلال در اوتیسم ، اختلال در ارتباط است0.

50درصداز كودكان اوتیستیك قادر نیستند از زبان به عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با سایرین استفاده نمایند. عدم به كار بردن ضمیر "من"  از ویژگی های كلامی این كودكان است. از مسائل دیگر تكلمی، تكرار كلمات و جملات اطرافیان است.

خصوصیات اوتیسم چه هستند؟

افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب در سه زمینه با مشکل مواجه هستند؛ این مشکلات موسوم به «اختلال سه وجهی» (‘triad impairment’) هستند. مراوده اجتماعی (دشواری در ایجاد روابط اجتماعی، بعنوان مثال منزوی از دیگران و یا بی تفاوت نسبت به آنان بودند). ارتباط اجتماعی (دشواری در يجاد ارتباط لفظی و غیر لفظی، بعنوان مثال اینکه بطور کامل مفهوم حرکات و اشارات، حالات صورت و لحن صحبت دیگران را نفهمیدن). تخیل (دشواری در یادگیری بازی هایی که چند نفر در آنها درگیر هستند و یا باید از قدرت تخیل برای فهم آنها استفاده کرد، بعنوان مثال محدودیت در فعالیت هایی که به قدرت تخیل فرد مربوط می شوند، یا اینکه احتمالا آنها را فقط بطور خشک و مکرر تقلید کردند). علاوه بر این اختلال سه وجهی، رفتار تکراری و مقاومت در مقابل تغییر روال کار و زندگی نیز جزو خصوصیات فرد اوتیستی است.

  نشانه هاي عمومي بيماري اُتيسم :

از زماني كه آگاهي عمومي در باره اين اختلال شروع به افزايش كرد ( براي اولين بار دكتر لئو كانر در سال 1943 اين بيماري را به صورت علمي توضيح داد ) ، بيشتر افراد حتي بعضي ازمتخصصين پزشكي و آموزشي هنوز درك درستي از نحوه تأ ثير گذاري اين اختلال بر افراد ندارند و از چگونگي برخورد و درمان اين افراد دانش كافي ندارند . به عبارت ساده تري ميتوان گفت در ميان اين بيماران مي توان افرادي را مشاهده كرد كه تماس چشمي ، رفتار خوب اجتماعي و بعضي از فاكتورهائي را كه در كودكان اُتيستيك مشاهده نمي شود ، داشته باشند ولي در عين حال در ساير فاكتورها با كودكان سالم فرق داشته باشند . به همين دليل تشخيص و تعيين روش درمان و نيز بررسي پيشرفت و مشخص كردن مراحل درمان نيازمند افراد متخصص با دانش كافي مي باشد .

اُتيسم را مي توان يك بيماري با طيف گسترده معرفي كرد . اين بيماري ميتواند نشانه هاي فراواني داشته باشد كه    توسط اين نشانه ها اُتيسم را مي توان از درجات خفيف تا شديد درجه بندي كرد . اگرچه اُتيسم رامي توان توسط يك سري از رفتارها تشخيص داد ولي افراد اُتيستيك مي توانند تركيبي از اين رفتارها را داشته باشند و الزاماً نبايد رفتارهاي اختلالي تعيين شده را به صورت يكجا از خود نشان بدهند . ممكن است دو كودك كه يك تشخيص براي آنها داده شده است ، از نظر رفتاري با هم تفاوت نشان بدهند واز نظر مهارت ها نيز با هم تفاوت داشته باشند .ممكن است والدين كلمات متفاوتي را در رابطه با بيماري اين كودكان بشنوند مانند شبه اُتيسم ، متمايل به اُتيسم ، طيف اُتيسم ،اُتيسم با عملكرد بالا و پائين ، با توانائي بالا و پائين . والدين بايد توجه داشته باشند كه مهمتر از عنوان بيماري ، پرداختن به درمان آن است . بايد در نظر داشت كه اين كودكان با درمان مناسب و به موقع مي توانند مطالب را بياموزند ، رفتارهاي درست را از خود نشان داده و در آينده مانند افراد عادي زندگي كنند . اما بدست آوردن اين اهداف مستلزم درمان به موقع و درست ، تحمل مشكلات و سختي هاي مربوط به اين درمان است .

هر شخص اُتيستيك مانند بقيه افراد جامعه داراي شخصيت مختص به خود است و مانند تمامي افراد خصوصيات خاصي را دارا مي باشد .بعضي از اين كودكان ممكن است كه از نظر گفتاري تأخير كمي داشته و بتوانند با كمي كمك، ارتباط كلامي مناسبي را با ديگران بر قرار كنند ولي همين كودكان ممكن است از نظر ارتباطات اجتماعي رفتار مناسبي را از خود نشان ندهند . گاهي اين كودكان براي شروع صحبت و تبادل كلامي ممكن است مشكل داشته باشند . افراد اوتيستيك معمولا در مكالمات ، يكطرفه رفتار مي كنند يعني فقط در رابطه با چيزي كه خود علاقه دارند صحبت مي كنند و از صحبتهاي طرف دوم چيزي نمي فهمند . در بعضي از اين كودكان خشونت و خود آزاري نيز مشاهده مي شود . در افراد اُتيستيك ممكن است رفتارهاي زير نيز بروز كند :

1- اصرار بر يكنواختي و مقاومت در برابر تغييرات.

2-در بيان نياز هاي خود دچار مشكل هستندو به جاي استفاده از كلمات از اَداها و اشاره استفاده مي كنند .

3-تكرار كلمات ،خنده نابجا ، گريه بي مورد ، نشان دادن استرس و نگراني بي علت .

4-ترجيح مي دهند كه تنها باشند.

5-پرخاشگري

6-به سختي با ديگران رابطه برقرار مي كنند .

7-دوست ندارند كه كسي را بغل كنند و يا اينكه كسي آنها را بغل كند .

8-تماس چشمي ندارند و يا اينكه بسيار كم است .

9-با روشهاي معمول آموزشي نمي توانند چيزي بياموزند.

10-بازي هاي غير عادي انجام مي دهند.

11- اشياء در حال چرخش را دوست دارند و خود نيز سعي مي كنند اشياء را به حالت چرخش در بياورند .

12-دلبستگي غير عادي به بعضي از اشياء پيدا مي كنند .

13-از نظر احساس درد حساسيت بالاتر و يا پائين تري نسبت به افراد عادي دارند .

14-ظاهراً از چيزي نمي ترسند .

15-از نظر فعاليت هاي فيزيكي ، فعاليت زيادتر و يا كمتري نسبت به كودكان سالم دارند.

16-حركات بدني آنها به صورت نرم و عادي نيست .

17-اگرچه آزمايشات شنوائي بر روي آنها سالم بودن شنوائي آنها را ثابت مي كند اما در برابر نام خود و دستورات كلامي خود را بي تفاوت نشان مي دهند .

براي بيشتر ما واضح است كه مجموع حواس پنجگانه به ما كمك مي كنند تا بدانيم كه چه چيزهائي را تجربه مي كنيم . براي مثال حواس لامسه ، بويائي و چشائي در تجربه خوردن يك هلو رسيده به ما كمك مي كنند .براي كودكان اُتيستيك مشكلات حواس پنجگانه معمول است . ممكن است كه اين كودكان از نظر يك حس و يا چند حس در سطح غير عادي قرار داشته باشند يعني يا حساسيت بيشتري داشته باشند و يا اينكه در آن حس بسيار كُند باشند . ممكن است رايحه اي كه همه آنرا دوست دارند باعث آزار كودك اُتيستيك بشود و يا اينكه يك مزه معمولي كودك را ناراحت كرده و كودك از غذاهائي كه آن مزه را دارا مي باشند بگريزد. بعضي از كودكان اُتيستيك به برخي از صداها نيز حساس هستند و ممكن است كه برخي از صداهائي كه ما روزانه به طور عادي مي شنويم باعث رنجش آنها بشود . متخصصين معتقدند كه اين نابهنجاريها در كودكان اُتيستيك ناشي از اختلال در مجموعه حواس آنها مي باشد .

يكي ديگر از مشخصات كودكان اُتيستيك عدم نشان دادن علاقه و عاطفه در رابطه با اطرافيان است . البته اين مورد هم مانند ساير موارد مي تواند استثناء نيز داشته باشد . ولي والدين نبايد به اين دليل از نشان دادن علاقه خود به كودك كوتاهي كنند و بايستي عواطف خود را در برابر كودك به طور طبيعي بروز دهند تا كودك از آنها به تدريج نشان دادن احساسات خود را بياموزد.

 معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال اوتیستیک:

 ۱. نقص کیفی در روابط اجتماعی چنانکه با حداقل ۲ مورد از موارد زیر نشان داده میشود:

ـ نقص قابل توجه در استفاده از رفتارهای غیرکلامی متعدد مانند خیره شدن چشم در چشم، حالت چهره موقعیت بدن، و حرکات مو و دست برای تنظیم روابط اجتماعی.

 ـ ناتوانی در ایجاد روابط با هم سن و سالان بهطوری که متناسب با سطح رشدی باشد.

 ـ عدم تلاش خودانگیخته برای شریک شدن در شادی، علایق یا موفقیتها یا سایر افراد (مثلاً با نشان دادن، آوردن یا اشاره به اشیاء، مسائل مورد علاقه به سایر افراد).

 ـ فقدان رابطه متقابل اجتماعی یا احساسی.

۲. نقایص کیفی در برقراری ارتباط بهطوری که توسط حداقل یک مورد از موارد زیر مشخص میشود:

ـ تأخیر یا عدم ایجاد زبان کلامی (با تلاش برای جبران از طریق روشهای جایگزین ارتباط از جمله حرکات سر و دست یا نمایش بدون کلام همراه نیست).

ـ نقص قابل توجه در توانائی آغاز یا حفظ مکالمه با دیگران در افرادی که گفتار کافی دارند.

ـ استفاده مکرر یا استریوتایپی از زبان یا زبان غیرمتعارف

 ـ فقدان برای تخلیلی خودانگیخته متنوع یا بازی تقلیدی اجتماعی متناسب با میزان رشد.

 3. الگوهای رفتاری، علایق و فعالیتهای استریوتایپی و مکرر محدود که با حداقل یک مورد از موارد زیر مشخص میشود:

ـ اشتغال ذهنی دربرگیرنده یک مورد یا بیشتر از الگوهای محدود و استریوتایپی تمایلات که از نظر شدت یا تمرکز غیرطبیعی است.

 ـ پایبندی واضحاً غیرقابل انعطاف به اعمال روزمره یا مراسم اختصاصی و غیرعملکردی.

 ـ رفتار حرکتی تکراری و استریوتایپی (مثلاً پیچاندن یا بههم زدن انگشت یا دست، یا حرکات پیچیده تمام بدن).

 ـ اشتغال ذهنی دائمی با قسمتهای مختلف اشیاء.

ب ـ عملکرد تأخیری یا غیرطبیعی در حداقل یکی از زمینههای زیر که قبل از ۳ سالگی شروع شده است:

 ۱. روابط اجتماعی

۲. زبان همانگونه که در ارتباطات اجتماعی بهکار میرود.

۳. بازی نمادین یا تخیلی.

ج ـ این اختلال با اختلال رت یا اختلال فروپاشنده کودکی بهتر توجیه نمیشود.

علل بروز اوتيسم:

تا كنون هيچ علت مشخصي براي اُتيسم كشف نشده است ولي مشخص شده است كه عملكرد غير عادي مغز باعث ايجاد حالات اُتيسم مي شود . اسكن هاي مغزي در بعضي موارد نشان داده است كه مغز كودكان اُتيستيك از نظر اندازه و ساختار با مغز كودكان سالم متفاوت است . در حال حاضر تحقيقات فراواني در رابطه با احتمال دخالت عوامل ژنتيكي و عوارض داروئي در بروز اُتيسم در حال انجام است .در بعضي از خانواده ها مشاهده شده است كه اُتيسم مانند بيماريهاي ژنتيكي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود كه اين خود مي تواند تئوري ژنتيكي بودن اُتيسم را در بعضي موارد ثابت كند .ولي در بسياري از موارد هم مشاهده شده است كه سابقه اُتيسم  درخانواده و يا اقوام وجود نداشته است .همچنين در بعضي از كودكان مشخص شده است كه در بدو تولد نشانه هائي از اُتيسم را دارا مي باشند ولي اين مورد هم عموميّت ندارد . هنوز محققين نتوانسته اند علت خاصي را به تنهائي براي ايجاد بيماري اُتيسم كشف كنند و ميتوان يك سري علل را در بروز آن مؤثر دانست .محققين ديگري نيز معتقدند كه تحت شرايط خاصي تعدادي از ژنهاي ناپايدار باعث اختلال در عملكرد مغز و در نهايت بروز اُتيسم مي شوند .تعداد ديگري از محققين نيز بر روي احتمال بروز اُتيسم در دوران بارداري تحقيق مي كنند . آنها معتقدند كه يك عامل ويروسي ناشناخته ، اختلال متابوليسمي ، و يا آلودگي به مواد شيميائي محيطي در دوران بارداري مي تواند عامل ايجاد اين بيماري باشد. احتمال بروز اُتيسم در كودكاني كه بيماري هائي مانند سندرم ژن ايكس حساس ، توبروس سلروسيس ، سندرم روبلا ، و فنيل كتنورياي درمان نشده داشته باشند بيشتر است .بعضي از مواد خطرناك مانند جيوه نيز كه در دوران بارداري وارد بدن مادر شوند مي توانند احتمال بروز اُتيسم را افزايش دهند . در سالهاي اخير سئوالي در مورد رابطه واكسيناسيون و بروز اُتيسم مطرح شده است كه همچنان مورد بحث است . در سال 2001 در آمريكا تحقيقاتي در اين مورد انجام شد كه در آن رابطه واكسن “ ام ام ار “  و اُتيسم بررسي شد. در اين تحقيقات معلوم شد كه در برخي از كودكان اين واكسن باعث بروز بيماري اُتيسم شده است .با اين حال محققين ديگر اين بررسي ها را كافي ندانسته و خواهان تحقيقات بيشتر هستند .به هر حال علت اُتيسم هر چه كه باشد ، بايد بدانيم كه اين كودكان يا با اُتيسم بدنيا مي آيند و يا اينكه آمادگي ابتلاء به آن را دارند.اين بيماري برخلاف آنچه كه تصور مي شد به خاطر بدي تربيت و يا عدم توانائي والدين در بزرگ كردن كودك نمي باشد . اُتيسم يك بيماري رواني نيست. كودكان اُتيستيك قابل درمان هستند و نبايد از آنها قطع اميد شود و نيز بهتر است بدانيد كه هيچ عامل رواني شناخته نشده است كه باعث بروز اُتيسم دركودكان شود .

  تشخيص اُتيسم :

براي تشخيص اين بيماري هيچ تست پزشكي وجود ندارد.براي تشخيص اُتيسم در يك كودك بايد رفتار ، ارتباط و سطح رشد ذهني كودك به دقت بررسي شود . از آنجائي كه بعضي از علائم اين بيماري با بعضي از بيماري هاي ديگر مشترك است ممكن است متخصصين آزمايشها و تست هاي پزشكي متفاوتي را براي كودك تجويز كنند تا از وجود يا عدم وجود مشكلات ديگر در كودك مطمئن شوند.

با يك بررسي كوتاه در يك جلسه ممكن نيست كه بتوان به طور قطع وجود اُتيسم را در كودكي ثابت كرد. مشاهدات والدين و بررسي كامل مراحل رشد كودك از لازمات تشخيص اُتيسم در يك كودك مي باشد . در نگاه اول ممكن است كودك اُتيستيك به نظر عقب مانده ذهني ، داراي اختلال رفتاري ، داراي مشكل شنوائي و يا داراي رفتارهاي عجيب به نظر برسد .البته ممكن است تمام اين علائم در يك كودك اُتيستيك وجود داشته باشند كه اين امر خود باعث مشكلتر شدن تشخيص مي شوند .به هر حال در ابتداي امر بايستي معاينه دقيق و كاملي از كودك به عمل آيد زيرا به اين ترتيب مي توان يك برنامه مناسب و دقيق براي كمك به كودك اُتيستيك و درمان او تهيه كرد .

  روشهاي تشخيص :

علائم و نشانه هاي اُتيسم ممكن است در زمان نوزادي بروز كنند و شايد هم اين اتفاق نيافتد ولي نشانه هاي اين بيماري حتماً بين 24 ماهگي الي 6 سالگي خود را نشان خواهند داد . يك دكتر متخصص بايستي يك سري سئوالات مشخص و دقيقي در رابطه با چگونگي رشد جسمي و ذهني كودك تهيه كرده و جواب آنها را از طريق والدين و مشاهدات دقيق بدست آورد .انجمن ملي پرورش و سلامت كودكان در آمريكا اين پنج سئوال اوليه را براي يك معاينه از كودك اُتيستيك تهيه كرده است :

1-آيا كودك شما تا قبل از 12 ماهگي صدا سازي و نجوا داشته است ؟

2-تا قبل از 12 ماهگي آيا كودك شما از اشاره ، اَداها و يا گرفتن دست ديگران و همينطور باي باي كردن استفاده كرده است ؟

3-آيا كودك شما تا قبل از 16 ماهگي از كلمات تنها استفاده كرده است ؟

4-آيا كودك تا قبل از 24 ماهگي از تركيب دو كلمه استفاده كرده است ؟

5-آيا كودك هيچ كدام از مهارتهاي كلامي و اجتماعي خود را از دست داده است ؟

در صورت جواب منفي به چهار سئوال اول و جواب مثبت به سئوال آخر احتمال وجود اُتيسم در كودك داده مي شود . البته باز هم يادآور مي شويم كه براي تشخيص قطعي نياز به بررسي هاي بسيار دقيق و جامعي مي باشد كه بايد توسط افراد متخصص و آگاه صورت بگيرد .براي يك بررسي دقيق و كامل يك كودك مظنون به اُتيسم بايستي توسط متخصص اطفال ، روانشناس ، مشاور آموزش و ياد گيري كودكان ، متخصص اعصاب، متخصص گفتار درماني و ساير متخصصين در زمينه اُتيسم معاينه شود .

  مشاوره با متخصصين :

اگر كودك از طرف شما و يا دكتر مخصوص خود مظنون به اُتيسم باشد به هر حال بايستي توسط شخصي كه در زمينه اُتيسم تخصص دارد معاينه دقيق شود .ممكن است اين فرد يك روانشناس ، روانپزشك و يا يك متخصص رشد اطفال باشد .گاهي ممكن است براي يك تشخيص دقيق و درمان به يك تيم متخصص نياز شود اين تيم مي تواند از افراد زير تشكيل شود :

1-متخصص رشد در اطفال : اين فرد مي تواند مشكلات سلامتي و رشد در كودكان  را درمان كند.

2-روانپزشك كودك : اين فرد مي تواند در تشخيص اوليه كمك كرده و در صورت نياز داروهائي را براي كمك به كودك تجويز كند .

3-روانشناس كودك : در شناخت عادات و حالات رواني كودك كمك كرده و ناتواني هاي كودك در زمينه هاي رشد ذهني ،رواني ، و اجتماعي را بررسي مي كند . همچنين يك روانشناس مي تواند در بهبود رفتاري كودك و افزايش مهارتهاي اجتماعي كودك به شما كمك كند .

4-رفتار درمان :اين شخص مي تواند علاوه بركمك به بهبود توانائي هاي كودك در كارهاي روزانه مانند لباس پوشيدن ، غذا خوردن و ساير كارهاي استقلالي، همچنين در بهبود وضعيت حواس پنجگانه ،قدرت تشخيص ،و ساير توانائي هاي كودك او را ياري كند.

5-كار درمان : يك كار درمان كودك را در استفاده درست از عضلات و اندامهاي بدن براي انجام كارهاي بزرگ و كوچك بدني مي تواند ياري كند .

6-گفتار درمان :در بهبود وضعيت گفتار كودك و افزايش توانائي او در مهارتهاي كلامي بسيار مؤثر است .

7-مشاور خانواده :اين شخص مي تواند علاوه بر راهنمائي در امر روابط شما با كودك خود، شما را در بهره وري بهتر از منابع و مراكز موجود در جامعه براي كمك به درمان كودك كمك كند .

بسيار مهم است كه متخصصين و والدين همكاري بسيار نزديكي با هم در درمان كودك داشته باشند زيرا به اين ترتيب بيشترين بازده را بدست خواهيد آورد .همانطور كه متخصصين از تخصص و تجربه خود براي درمان كودك شما استفاده مي كنند ، شما نيز به عنوان كساني كه توانائي ها و خصوصيات كودك را بهتر از هر كس ديگري ميشناسيد، مي توانيد در ياري رساندن به كودك و پيشرفت مراحل درماني مؤثر باشيد . هنگامي كه يك برنامه درماني براي كودك شروع شود تبادل اطلاعات ميان والدين و درمانگران و گفتگوي منظم ميان آنها مي تواند در پيشبرد برنامه درماني و پيشرفت كودك بسيار مهم باشد .در اينجا ما به نمونه هائي از راهنمائي هاي لازم اشاره مي كنيم :

 اطلاعات خود را افزايش دهيد . تا جائيكه مي توانيد معلومات خود را درباره توانائي هاي كودكتان افزايش دهيد تا به اين ترتيب بتوانيد فرد مؤثري در برنامه درماني باشيد و بيشتر مراقب رفتار و عملكرد كودك باشيد .اگر از اصطلاحات مورد استفاده درمانگران چيزي سر در نمي آوريد از آنها بخواهيد تا براي شما توضيح بدهند .

خود را هميشه آماده نگاه داريد .شما هميشه بايد آماده باشيد تا در مواقع لزوم با متخصصين ، درمانگران و مسئولان مدارس و مراكز درماني ملاقات كنيد .سئوالات خود را از قبل تهيه كرده آنهارا بنويسيد و جوابهاي آنهارا نيز يادداشت كنيد .

براي برنامه درماني بايستي سازماندهي داشته باشيد.بسياري از والديني كه برنامه درماني موفقي داشته اند كساني بوده اند كه تمامي مراحل درمان را زير نظر داشته و از كارها ئي كه انجام شده و بايد انجام شود گزارش تهيه كرده و بررسي مي كرده اند.

برقراري ارتباط بسيار مهم است . شما بايد بياموزيد كه چه در موارد مثبت و چه در موارد منفي بايد با متخصصين و درمانگران صحبت كنيد و تمامي موارد لازم را مورد بحث و گفتگو قرار دهيد .شما بايد به طور واضح دلايل موافقت و يا عدم موافقت خود با مسايل پيش آمده را با درمانگران و متخصصين مربوطه در ميان بگذاريد تا مشكلات موجود با كمك يكديگر حل شود.

 

 كشف ژن مشترك در بيماران مبتلا به اتيسم

دانشمندان UCLA با همكاري 30 موسسه تحقيقاتي در سراسر آمريكا موفق به يافتن يك متغير ژن مشترك در بيشتر بچه‌هاي مبتلا به اوتيسم شدند. پس از بررسي‌هاي دقيق و موشكافانه ، فعاليت اين ژن موسوم به 10 CDH در مغز جنين ، محققان كشف كردند كه اين ژن اغلب در نواحي كليدي مربوط به گفتار، زبان وتفسير رفتارهاي اجتماعي فعال است.

يافته‌ها حاكي از آن است كه اين ژن نقش مهمي در شكل‌گيري و توسعه مغز داشته و مي‌تواند به عنوان خطر پيش از تولد اوتيسم نقش داشته باشد. (مي‌تواند پيش از تولد خطر اوتيسم را در جنين ايجاد كند)‌ از آنجا كه اين متغير ژن در بيشتر مردم مشترك است، بررسي‌ها نشان مي‌دهد در كودكان مبتلا به اوتيسم ظهور اين ژن 20 درصد بيشتر است.

محققان با استفاده از بزرگ‌ترين جمعيت نمونه تا به امروز به بررسي دي. ان. اي3100 نفر از 780 خانواده در سراسر آمريكا پرداختند كه در هر كدام از اين خانواده‌ها حداقل يك كودك مبتلا به اوتيسم وجود داشت. بررسي‌ها حاكي از ارتباط اوتيسم با ناحيه مخصوصي از كروموزوم 5 داشت كه در مطالعات قبلي محققان نيز به عنوان مركزي براي تغييرات ژنتيكي به آن اشاره شده بود و مي‌توانست خطر ابتلا به اوتيسم را افزايش دهد.براي اثبات يافته‌ها محققان در بيمارستان پنسيلوانيا بررسي دوباره‌اي روي دي. ان. اي ، 1200 كودك مبتلا به اوتيسم و 6500 كودك سالم كردند كه همگي اجدادي اروپايي داشتند. در اين آزمايش ارتباط بيش از نيم ميليون متغير ژنتيكي با اوتيسم ارزيابي شده و 6 ژن تغييرپذير كشف شد كه مكررا در كودكان اوتيسمي نسبت به كودكان سالم بروز مي‌كرد.

اين تغييرات روي كروموزم 5 بين دو ژن و CDH و 10 CDH مي‌نشست. در قسمت بعدي آزمايش‌ محققان نگاهي به نقش اين دو ژن در گسترش مغز انسان انداختند. هنگامي كه حضور 9 CDH به كمترين اندازه مي‌رسيد، فعاليت 10 CDH در قشر جلويي مغز جنين كه ناحيه‌اي مهم براي تكلم، رفتار اجتماعي و فرآيندهاي فكري پيچيده مثل قضاوت است به بيشترين مقدار خود مي‌رسيد.اين فعاليت پيش از تولد به نوعي نوزاد را بيشتر در معرض اوتيسم قرار مي‌دهد.

10 CDH با تاثيرگذاشتن بررشد ساختارهاي مهم مغز يك ارتباط ملموس بين مدارات مغزي و رفتارهاي بعدي كودك ايجاد مي‌كند.

 اختلال اوتيسم در کودک قبل از تولد قابل تشخيص است

محققان مي گويند: بالا بودن ميزان تستوستورون در جنين در آزمايشي که امکان انجام آن پيش از تولد وجود دارد، مي تواند نشانگر خطر ابتلاي نوزاد به اوتيسم باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از روزنامه گاردین ،  دانشمندان دانشگاه “کمبريج” مي گويند: با آزمايش مايع آمنيون گرفته شده از مادران باردار از طريق آمينوسنتر، ميزان هورمون تستوسترون را مي توان در جنين تعيين کرد.

آزمايش آمينوسنتز براي تشخيص سندرم داون در جنين مورد استفاده قرار مي گيرد.

“سيمون بارن کوهن” محقق ارشد اين مطالعه گفت: پيامدهاي آزمايش جنين از نظر ابتلا به اوتسيم بايد مورد بحث و بررسي قرار گيرد. بسياري از مبتلايان به اوتيسم توانايي هاي فوق العاده اي در زمينه فراگيري رياضي و موسيقي دارند.

وي مفيد بودن تشخيص اين بيماري در جنين درصورتي که امکان انجام اين آزمايش قبل از تولد فراهم شود را مورد سوال قرار داد و گفت: اگر کودکان مبتلا به اوتيسم از جمعيت حذف شوند، چه ضرري را متحمل خواهيم شد؟

اين روزنامه نوشت: محققان مرکز تحقيقات اوتيسم کمبريج پس از مطالعه ۲۳۵ کودک از ابتداي تولد تا سن هشت سالگي، دريافتند بالا بودن ميزان تستوسترون با خطر ابتلا به اوتيسم ارتباط دارد.در اين مطالعه مشاهده شد، کودکاني که قبل از تولد ميزان اين هورمون در بدنشان بالا بود، علايم اوتيسم نظير فقدان مهارتهاي کلامي و ارتباط اجتماعي را در سن هشت سالگي، از خود نشان مي دادند.

  درمان:

 نگاه كلي :

براي والدين دانستن اين مطلب كه كودك آنها اُتيسم مي باشد تجربه تلخ و دردناكي است . براي بسياري از خانواده ها ممكن است اين تشخيص بسيار تكان دهنده و غيره منتظره باشد ، بعضي از والدين هم ممكن است ماه ها و يا سالها به دنبال اين باشند كه با انجام آزمايشات دقيق تر عدم وجود اُتيسم را در كودك خود ثابت كنند .به هر حال والدين كودكاني كه به تازگي متوجه اين حقيقت شده باشند سئوالهاي بدون جواب بسياري در پيش روي خود مي بينند . در دهه هاي گذشته معمولا اين كودكان را در مراكز نگهداري كودكان معلول ذهني قرار مي دادند . متخصصين اطلاعات كمي در مورد اين بيماري و راه هاي در مان آن داشتند و همچنين خدمات اجتماعي كمي براي اين بيماران وجود داشت . امروزه اگر چه هنوز محققين و متخصصين در حال تحقيق بر روي علل و درمان اين بيماري مي باشند ولي نسبت به سالهاي گذشته پيشرفت چشمگيري را مشاهده مي كنيم . به اين ترتيب آينده روشنتري را مي توانيم براي اين كودكان انتظار داشته باشيم . هم اكنون در بسياري از كشورها خدمات اجتماعي مناسبي براي اين افراد و والدين آنها تدارك ديده شده است و روشها ، داروها و مراكز قابل توجهي براي كمك به بيماران اُتيستيك فراهم شده است .

در حالي كه هنوز درمان مشخصي براي اُتيسم پيدا نشده است ولي روشهاي درماني مناسبي وجود دارند كه با آنها مي توان به اين كودكان كمك كرد تا از توانائي هاي بيشتري بهره مند شده و حتي نمونه هائي نيز از بهبود كامل ديده شده است . اين روشهاي درماني علاوه بر اينكه كمك مي كنند تا رفتارهاي اختلالي كودك كم شوند ، همچنين كار هاي استقلالي را نيز به كودك مي آموزند تا كودك بتواند به طور مستقل نيازهاي خود را برآورده وبه تدريج به يك زندگي عادي برسد . از آنجائي كه رفتارها و اختلالات در كودكان اُتيستيك بسيار متفاوت و متغير است ، تا كنون چندين برنامه درماني براي آنها مد نظر قرار گرفته است كه هر كدام موفقيتهائي نيز به دنبال داشته اند . در درمان كودكان اُتيستيك بايد حتما اين مورد در نظر گرفته شود كه روش درمان براي هر كودك بايد متناسب با توانائي ها و شدت اختلالات او برنامه ريزي شود.

  روش هاي درماني

بسيار مهم است كه شما خصوصيات ، اختلالات و سطح هوشي كودك خود را خوب بشناسيد و در برنامه درماني او روشهائي را كه ميتوانند بهترين نتايج را بدهند منظور كنيد . ممكن است شما تمامي نيازهاي درماني كودك خود را در يك برنامه پيدا نكنيد در اين صورت بهتر است با مطالعه دقيق در ساير برنامه هاي درماني روشهائي را كه به كودك شما كمك مي كنند انتخاب كرده و در برنامه درماني او قرار دهيد . تمامي متخصصين در امر اُتيسم معتقدند كه تشخيص زودهنگام و شروع درمان در سنين كم بهترين نتايج را دربر خواهند داشت . اگر كودك هر چه زودتر در برنامه درماني قرار گيرد ، زودتر هم به سطح رفتارهاي عادي خواهد رسيد . همچنين افراد متخصصي كه بر روي كودكان اُتيستيك سالها كار كرده اند معتقدند هر چه برنامه درماني منظم تر و داراي ساختار دقيقتري باشد مي توان نتايج بهتري را بدست آورد . با توجه به مشكلات و اختلالات خاصي كه در بيماران اُتيستيك مشاهده مي شود يك برنامه درماني مناسب بايد اين نيازها را برآورده كند : رشد و بهبود رفتارهاي اجتماعي كودك ، توانائي برقراري ارتباط ، تصحيح رفتاري ، و بهبودي مشكلات مجموعه حواس پنجگانه . گاهي يك برنامه از متعلقات زيادي براي كمك به فرد اُتيستيك برخوردار است .براي مثال برنامه درماني يك كودك مي تواند شامل گفتار درماني ، رشد و بهبود رفتارهاي اجتماعي و دارو درماني باشد و برنامه درماني كودك ديگر از رشد و بهبود رفتارهاي اجتماعي ، بهبود مجموعه حواس پنجگانه و تغييرات رژيم غذائي تشكيل شده باشد .

  برنامه هائي براي كودكان زير 3 سال :

اگر كودك شما زير 3 سال سن دارد مي تواند از شانس درمان زودهنگام بهره ببرد . كودك شما مي تواند به دو طريق از اين برنامه درماني زودهنگام بهره ببرد ، يا از طريق درمان در خانه و يا در مراكز درماني . برنامه درماني در خانه مستلزم اين است كه يك تيم درمانگر به خانه شما آمده و برنامه درماني را در خانه پياده كنند . در نوع ديگر كه درمان در مركز مي باشد اين شما هستيد كه بايد كودك را مرتباً به مركز برده و تحت درمان قرار دهيد . در هر دو صورت افرادي كه با كودك شما كار مي كنند بايد كساني باشند كه در زمينه اُتيسم تخصص و تجربه داشته و برنامه درماني را به خوبي فهميده باشند . كمك هاي ديگر نيز با توجه به نياز كودك بايد براي او تهيه گردد مانند كاردرماني ، گفتار درماني و يا بازي درماني .

به عنوان والدين كودك اُتيستيك شما بايد فعاليّت بيشتري نسبت به ساير افراد تيم درماني داشته باشيد . اين شما هستيد كه كودك خود را بهتر از ديگران مي شناسيد و مي توانيد به متخصص مربوطه و درمانگران در رابطه با انتخاب و اجراي برنامه درماني كمك زيادي بكنيد . تبادل تجربيات و اطلاعات ميان والدين و درمانگران بسيار مهم و حياتي است و مي تواند در پيشبرد برنامه درماني و پيشرفت كودك بسيار مؤثر باشد . توصيه مي كنيم براي استفاده از امكانات موجود در جهت كمك به اين كودكان و درمان زودهنگام با مراكز بهزيستي نزديك محل زندگي خود تماس بگيريد و از خدمات آنها به اين بيماران استفاده كنيد .

از آنجائي كه هيچ كودك اُتيستيك مانند كودك اُتيستيك ديگر نيست ، برنامه درماني مناسب براي يك كودك نيز ممكن است براي كودك ديگر مؤثر نباشد . همين امر باعث شده است كه كار ارزيابي و ارائه برنامه هاي درماني مشكل تر باشد . يكي از محققين و متخصصين اُتيسم بيان مي كند كه بهتر است هر كدام از مشكلات فرد اُتيستيك را به عنوان يك بيماري فرض كرده و در انتخاب برنامه سعي شود كه راه حل هاي اين مشكلات در برنامه گنجانده شوند . شما مي توانيد ليستي از كارهائي را كه كودك شما مي تواند و نمي تواند انجام دهد تهيه كرده و در انتخاب برنامه دقت كنيد كه آيا برنامه مورد نظرجوابگوي اين موارد مي باشد يا نه . دانستن اين اختلالات يادگيري در كودكان مي تواند به شما كمك كند تا بدانيد كه آيا روشي را كه انتخاب مي كنيد مؤثر خواهد بود يا نه . دانستن نقاط قوّت كودك نيز بسيار مهم است زيرا به اين ترتيب مي توانيد از انجام كارهاي اضافه با كودك خودداري كرده و بيشتر به نقاط ضعف او بپردازيد .

انجمن اُتيسم آمريكا چند معيار را ارائه داده است كه مي توان با استفاده از آنها مؤثربودن يك برنامه درماني را تشخيص داد :

 آيا برنامه درماني به كودك صدمه اي خواهد زد ؟در صورت شكست برنامه درماني چه تأثيراتي منفي بر كودك و خانواده وارد خواهد شد؟ آيا اين برنامه درماني از نظر علمي بررسي و تأييد شده است ؟ آيا روشهاي ارزيابي مشخصي در اين برنامه گنجانيده شده است ؟اين برنامه در مورد ساير كودكان چه مقدار موفقيّت داشته است ؟چه تعداد از كودكاني كه با اين برنامه تحت درمان قرار گرفته اند توانسته اند به مدارس عادي بروند و چه تعداد نتوانسته اند؟آيا درمانگران تعيين شده تجربه و علم كافي براي كار با كودكان اُتيستيك را دارند ؟فعاليت ها و تمرينات چگونه برنامه ريزي شده اند ؟كودك در اين برنامه چه مقدار مورد توجه قرار گرفته است ؟ پيشرفت كودك به چه نحوي اندازه گيري خواهد شد ؟ آيا رفتار و پيشرفت كودك به دقت مورد بررسي و ثبت قرار خواهد گرفت ؟ آيا كودك به درستي مورد تشويق و تحريك قرار خواهد گرفت؟ آيا محيط اختصاص يافته براي محل تمرينات به درستي از چيزهائي كه ذهن كودك را پريشان مي كند خالي شده است ؟ آيا برنامه درماني به نحوي است كه امكان ادامه آن در خانه باشد ؟هزينه برنامه ، زمان آن ومحل آن در حدّ و توان والدين مي باشد؟

   روشهاي رفتار درماني و بهبود ارتباط

رفتارهاي كودكان اُتيستيك اغلب براي والدين و درمانگران مشكل آفرين و ناراحت كننده است . اين رفتارها ممكن است نامناسب‌، تكراري ، تهاجمي و خطرناك باشد و همينطور ممكن است شامل تكان دادن مكرّر دستها ، حركت مداوم انگشتان ، تكان دادن بدن به جلو و عقب‌ ، گذاشتن اشياء در دهان ، و يا كوبيدن سر به اشياء ديگر باشد .كودكان اُتيستيك همچنين ممكن است به رفتارهاي خودآزاري مانند آسيب زدن به چشمان ، و يا گاز گرفتن دستان خود عادت داشته باشند .اين كودكان همچنين ممكن است نسبت به درد و سوختگي عكس العملي نشان ندهند .گاهي كودكاني نيز مشاهده شده اند كه بدون دليل به ديگران حمله كرده اند .دلايل بروز اين رفتارها در كودكان اُتيستيك هنوز به طور دقيق يافت نشده است و بسيار پيچيده مي باشد ولي برخي از متخصصين معتقدند كه اختلالات در حواس پنجگانه كودك مي تواند باعث بروز اين رفتارها شوند و كودك با اين رفتارها مي خواهد اين حواس را ارضاء كند .

مهارتهاي ارتباطي نيز ( هم كلامي و هم نوشتاري ) مشكل مهمي در كودكان اُتيستيك مي باشد . آنها نمي دانند كه ارتباط چگونه برقرار شده و چه اهميتي دارد همچنين اين كودكان اغلب در شروع ارتباط و برقراري ارتباط دو طرفه مشكل دارند . بسياري نيز مشكلات گفتاري دارند و ممكن است هيچگاه در طول زندگي خود صحبت نكنند و يا اينكه دير شروع به صحبت كردن بكنند .بعضي از اين كودكان هم ممكن است از مهارت كلامي به نحو نادرست استفاده بكنند مثلاً هر كلمه و يا جمله اي كه به آنها گفته مي شود را تكرار مي كنند ( تكرار طوطي وار ) و يا اينكه فقط از كلمات تك براي ارتباط استفاده مي كنند . البته بايد يادآور شد كه مشكلات ارتباطي مي توانند باعث بروز ناهنجاريهاي رفتاري شوند مثلاً كودكي كه قادر نيست نياز خود را بيان كند ممكن است شروع به فرياد كشيدن و يا خودآزاري كند .

روشهاي فراواني براي بهبود مشكلات اجتماعي،كلامي،حواس ، و رفتارهاي اختلالي تهيه شده است .برخي از اين روشها عبارتند از : اِي بي ِاي ، آموزش جزء به جزء ، فِلور تايم ، داستانهاي اجتماعي ، و بهبود مجموعه حواس پنجگانه .

   روش اِي بي اِي Applied Behavior Analysis

بسياري از روشهاي درماني كودكان اُتيستيك بر پايه اصول اين روش تهيه شده اند. اصل مهم اين روش اين است كه رفتارهائي كه مورد تشويق قرار بگيرند احتمال تكرار و افزايش خواهند داشت و رفتارهائي كه مورد توجه قرار نگيرند احتمال حذف شدن آنها وجود دارد .اگر چه اِي بي اِي يك تئوري مي باشد ولي بسياري از مردم از اين اصطلاح براي روشهائي كه با اين اصل كار مي كنند استفاده مي كنند . دو روش مهمي كه بر پايه اين اصل وجود دارند روش آموزش جزء به جزء و لوواس مي باشند .

در روش آموزش جزء به جزء و روش لوواس هر تمريني كه به كودك داده مي شود شامل يك دستور به كودك ، يك عمل از طرف كودك و يك عكس العمل از طرف درمانگر مي باشد .اين روش علاوه بر تصحيح رفتارهاي كودك شامل آموزش مهارتهاي جديد نيز از قبيل مهارتهاي اوليه مانند خوابيدن و لباس پوشيدن تا مهارتهاي پيشرفته مانند برخوردهاي صحيح اجتماعي مي باشد . اين روش ، روشي بسيار دقيق و كامل است .در اين روش معمولاً كودك بين 30 تا 40 ساعت در هفته به صورت انفرادي با درمانگر دوره ديده كار مي كند . هر كار و مهارت جديد به اجزاء كوچكتري تقسيم مي شود . هرگاه كار خواسته شده ازكودك به درستي انجام شود ، كودك مورد تشويق قرار مي گيرد تا در كودك انگيزه تكرار آن و فرمانبري بيشتر شود . اين روش با مخالفت هائي نيز روبرو شده است . برخي از متخصصين معتقدند كه اين روش به احساسات كودك لطمه مي زند و مدت زمان آموزش آن در طول هفته تأثيرات ناخوشايندي بر خانواده ميگذارد. به هر حال آمار و ارقام و تجربه نشان داده است كه تكنيكهاي اِي بي اِي نتايج مثبت و با ثباتي بر روي كودكان اُتيستيك داشته است .

TEACCH 

اين روش اولين روشي بود كه در آمريكا براي كودكان اُتيستيك به كار گرفته شد . نام اين روش مخفف عبارت ”درمان و آموزش كودكان اُتيستيك و ناتواني هاي ارتباطي مرتبط با اين بيماري “ مي باشد .در اين روش اعتقاد بر اين است كه محيط زندگي كودك بايد با او تطبيق داده شود نه اينكه كودك با محيط تطبيق داده شود .در اين روش از تكنيك خاصي استفاده نمي شود بلكه برنامه درماني بر اساس سطح عملكرد كودك پايه ريزي مي شود .توانائي هاي كودك بر اساس معيارهاي آموزشهاي رواني بررسي مي شود و تكنيكهاي درماني در جهت بهبود ارتباط ، مهارتهاي اجتماعي و انطباقي طراحي مي شوند .در اين روش به جاي اينكه به كودك يك مهارت و توانائي خاص آموزش داده شود ، سعي بر اين است كه به كودك مهارتهائي آموزش داده شود تا بتواندمحيط اطراف خود و رفتارهاي اطرافيان خود را بهتر درك كند .به عنوان مثال ، برخي از كودكان اُتيستيك هنگام احساس درد شروع به فرياد زدن مي كنند ، در اين روش سعي برآن است كه به كودك آموزش داده شود تا هنگام احساس درد چگونه با برقراري ارتباط آن را به اطرافيان خود بفهماند . اين روش نيز مخالفاني دارد و اين مخالفان معتقدند كه اين روش خيلي خشك و پر شاخ و برگ است . همچنين ممكن است كودك اُتيستيك دريابد كه در برابر عمل خواسته شده چه انتظاري از او مي رود و فرا بگيرد كه بدون فكر ، خلاقيّت و دقت جواب خواسته شده را اجرا كند .

 

Picture Exchange Communication Systems – PECS

روش ارتباط با تبادل تصوير . يكي از مهم ترين اختلالات در كودكان اُتيستيك عدم توانائي در ارتباط مي باشد. برخي از كودكان اُتيستيك ممكن است صحبت كردن را بياموزند و برخي نيز ممكن است هيچگاه قادر به اين كار نشوند .اين روش ، روش مناسبي براي شروع گفتار و برقراري ارتباط در كودكاني است كه قادر به صحبت كردن نمي باشند .در اين روش بر پايه اصول اِي بي اِي ، به كودك آموزش داده مي شود كه چگونه مي تواند نياز هاي خود را از طريق دادن تصاوير برآورده كند.از امتيازات مهم اين روش اين است كه ارتباط كودك ساده ،قابل فهم ، با تفكر و عمد مي باشد . كودك تصويري را به شما مي دهد و شما بلافاصله مي توانيد منظور او را دريابيد . با اين روش كودك مي تواند با هر كسي ارتباط برقرار كند و تنها كاري كه بايد انجام شود گرفتن و دادن تصاوير است .

Floor Time 

اين روش توسط يك روانشناس كودك به نام ” استانلي گرين اسپن “ ارائه شده است .اين روش بسيار شبيه بازي درماني است . در اين روش سعي بر اين است كه ارتباط كودك با يك فرد ديگر از طريق برنامه هاي دقيق بازي بيشتر و مؤثرتر شود. اين روش شامل شش مرحله مي باشد كه كودك در مراحل طي آنها تقليد و چگونه ياد گرفتن را از يك بزرگتر فرا مي گيرد و به عبارتي كودك بايد نرده بام شش پله اي را طي كند .ممكن است كودكان در اين روش با مشكلاتي نيز روبرو شوند مثلا به علت اختلالات حسّي در درك بعضي از تمرينات خواسته شده مشكل پيدا كنند و يا اينكه قادر به انجام برخي از تمرينات بدني موجود در برنامه نشوند .در اين برنامه والدين و درمانگران   سعي مي كنند تا پيشرفت كودك را از طريق مسيرهائي كه كودك دوست دارد و با جهت دادن به اين مسيرها ، فراهم كنند تا كودك بتواند شش مرحله پيشرفت موجود در اين روش درماني را طي كند.اين روش به طور مجزا كودك را در بدست آوردن مهارتهاي گفتاري و بدني كمك نمي كند بلكه از نظر احساسي و رواني به كودك كمك مي كند تا كودك بتواند درك بيشتري پيدا كرده و از طريق آگاهي و تجربه مهارتهاي ديگر را نيز بدست آورد .معمولاً از اين روش در كنار روشهاي دقيق تر ديگر مانند اِي بي اِي در ساعات فراغت كودك استفاده مي شود .

داستانهاي اجتماعي

اين داستانها براي آموزش مهارتهاي اجتماعي به كودكان اُتيستيك آماده شده اند . از طريق اين داستانها به كودك آموزش داده مي شود كه چگونه احساسات ، منظور ، و برنامه هاي ديگران را درك كنند .در اين روش يك داستان براساس يك موقعيّت و شرايط خاص با اطلاعات فراوان تهيه شده است كه به كودك از طريق گوش كردن به آن كمك ميشود تا بفهمد چه جواب يا عكس العمل مناسب را بايد از خود نشان دهد . اين داستانها معمولاً از سه جزء اصلي تشكيل مي شوند : 1- اطلاعاتي در مورد افراد داستان ، مكان و اجزاء آن 2- احساسات و افكار افراد داستان 3- جوابها و عكس العملهاي مناسبي كه بايد وجود داشته باشند . اين داستانها بايد بر اساس نياز كودك براي او خوانده شوند و حتماً بايد از قول اول شخص مفرد و در زمان حاضر باشند . اين داستانها در صورت همراهي با تصاوير و موسيقي مي توانند تأثير بيشتري داشته باشند . بايستي داستانهاي فراهم شده به گونه اي باشند كه نقاط ضعف كودك را تصحيح كنند . مثلاً كودكي كه از شرائط بخصوصي ترس دارد و يا اينكه در او ايجاد استرس مي كند بهتر است داستانهاي مناسبي در مورد اين شرايط براي او گفته شود.

درك مجموعه حواس

كودكان اُتيستيك اغلب از نظر حس هاي بدن خود داراي مشكلاتي مي باشند . ممكن است اين كودكان داراي آستانه تحريك بالا و يا پائين باشند و يا اينكه مغز آنها قادر نيست از اطلاعات بدست آمده توسط حواس پنجگانه آنها درك درستي از شرايط موجود بدست آورد. در اين روش درماني كه مي تواند توسط بازي درمان ، كاردرمان و يا گفتار درمان انجام شود به كودك كمك مي شود تا بهتر از اطلاعات حسي بهره ببرد .مثلاً اگر كودك با حس لامسه خود مشكل دارد از كودك خواسته مي شود تا اشياء متفاوت با جنسهاي متفاوت را لمس كرده و با آنها كار كند . موسيقي درماني نيز جزئي از اين روش است كه توسط فركانسهاي متفاوت حساسيّت كودك را در برابر برخي اصوات كم و يا زياد مي كند . دكتر ” تِمپِل گراندين “ كه خود يك بيمار اُتيسم بوده است دستگاهي را طراحي كرده است كه با فشارهاي متفاوت بر دست ، حس لامسه را بهبود مي بخشد .قبل از اجراي اين روش درماني ، درمانگر حتماً بايد كودك را به دقت زير نظر گرفته و آشنائي كامل و دقيقي در رابطه با خصوصيات حسي كودك پيدا كند .

مثال هايي دررابطه باكارباكودكان اوتيسم ازطريق حواس پنجگانه:

1-پرورش حس بينايي:برقراري تماس چشمي به مدت 10 ثانيه ‍‍، دنبال كردن هدف متحرك، پيداكردن يك تصويردرزمينه اي كه درآن قراردارد،تشخيص سه شباهت ازشش شباهت

2-پرورش حس لامسه:تشخيص زبري ونرمي-سردي وگرمي-خيسي وخشكي،پيداكردن اجسام ازدرون كيسه ياجعبه وبيان نام آنها

3-پرورش حس بويايي:بيان نام حداقل دوميوه باچشم بسته واستفاده ازحس بويايي، تشخيص بوهايي ازقبيل عطر-نفت-الكل و...

4-پرورش حس چشايي:مزه هاي شيري –ترش و...راتشخيص دهد،بيان 2تا4ماده پس ازچشيدن وخوردن،نشخيص مزه هاباچشم بسته

5-پرورش حس شنوايي:نگاه كردن باشنيدن نام خود،اشياء صداداركه درمعرض ديداوهستندراببيندوبه سمت آنهابرود،تقليدصداي حيوانات باديدن تصويرآنها

 درمانهاي رژيمي و داروئي:

از آنجائي كه اُتيسم يك طيف از بيماريهاي مشابه است نمي توان گفت كه يك درمان خاص براي همه اين طيف مي تواند مؤثر باشد . ولي به هر حال متخصصين و خانواده ها به اين نتيجه رسيده اند كه با استفاده از چند روش درماني و يا تركيبي از آنها مي توان به كودكان اُتيستيك كمك كرد تا رفتارهاي اختلالي آنها بهتر شده و عملكرد كلّي آنها پيشرفت كند . اين تركيب درماني مي تواند تركيبي از روشهاي روانشناسي و داروئي باشد . تاكنون داروئي يافت نشده است كه از بروز اُتيسم جلوگيري كند و يا اينكه آنرا درمان كند ولي متخصصين و خانواده ها به تجربه دريافته اند كه بعضي از داروهاي استفاده شده در بيماري هاي ديگر ، در بهبود بعضي از اختلالات اُتيسم مؤثر مي باشند . همچنين مشاهده شده است كه تغييرات رژيم غذائي و افزودن برخي ويتامين ها و موادمعدني مي تواند در بهبود برخي از اختلالات اُتيسم مؤثر باشد .در طي ده سال گذشته تحقيقات زيادي در اين مورد انجام شده كه نتايج برخي از آنها حاكي از اين است كه افزودن برخي ويتامين ها مانندب6 و ب12و همچنين حذف برخي مواد مانند گلوتن و كازئين از رژيم غذائي كودك مي تواند در بهبود عملكرد سيستم گوارشي ، آلرژي ها و رفتارهاي كودك تأثير مثبت داشته باشد . البته تمامي تحقيقات و بررسي ها اين مطلب را به صورت علمي و قطعي ثابت نمي كنند . تعدادي از داروهاي بيماريهاي ديگر وجود دارند كه در مورد بعضي از كودكان اُتيستيك اثرات مثبت نشان داده اند.اين داروها معمولاً در درمان بيش فعّالي ، اختلالات توجه ، و نگراني در كودكان اُتيستيك مؤثر بوده اند . در اصل مي توان گفت هدف از استفاده دارو در كودكان اُتيستيك ، كاهش رفتارهاي اختلالي در جهت استفاده بهتر و بيشتر كودك از جلسات درماني مي باشد . سعي كنيد در صورتي كه متخصصين براي كودك شما دارو تجويز مي كنند اين سئوالات را از آنها بپرسيد : آيا اين دارو اثرات جانبي در كودك خواهند داشت ؟ چه مقدار در طي روز بايد استفاده شود ؟ به چه نحو بايد استعمال شود ؟ در دراز مدت چه تأثيراتي خواهد داشت ؟ چه كسي و چگونه تأثيرات اين دارو را در كودك بررسي خواهد كرد ؟آيا آزمايشات بخصوصي را قبل از استفاده اين دارو بايد انجام داد ؟ آيا استفاده اين دارو هم زمان با ساير داروها و ويتامين ها مشكلي نخواهد داشت ؟. به هر حال به خاطر داشته باشيد كه استفاده از هر داروئي براي كودكان اُتيستيك بايد حتماً زير نظر متخصص انجام شده و اثرات آن به دقت تحت بررسي باشد. شايد بتوان گفت يكي از بيشترين ويتامين هاي استفاده شده براي كودكان اُتيستيك ، ويتامين Bمي باشد .اين ويتامين در ساختن آنزيمهائي كه مغز براي فعّاليت خود به آنها احتياج دارد مؤثر است .در تحقيقاتي كه در مورد اين ويتامين انجام شده است نشان داده شده است كه حدود نيمي از كودكاني كه اين ويتامين در رژيم غذائي آنها بيشتر شده بود ، تأثيرات مثبتي در آنها به وجود آمده بود كه اين تأثيرات شامل بهبود رفتار ، بهبود تماس چشمي ، توجه بيشتر ، و افزايش توانائي يادگيري در اين كودكان بود. در بعضي از كودكان ، روغن جگر ماهي كه حاوي مقادير فراواني ويتامبن هاي آ و د مي باشد تأثيرات خوبي در افزايش تماس چشمي و بهبود رفتاري داشته است . ويتامين س نيز در عملكرد بهتر مغز تأثير دارد و استفاده آن در برخي از كودكان اثرات مثبت داشته است . در صورتي كه قصد استفاده از ويتامين ها را براي كودك خود داشتيد مي بايست حتماً با دكتر متخصص كودك خود مشورت نمائيد و در صورت لزوم آزمايشاتي را انجام دهيد تا مطمئن شويد استفاده بيش از حد معمول اين ويتامين ها اثرات جانبي و مخرب بر روي كودك شما نخواهد داشت . برخي از كودكان اُتيستيك در مورد بعضي از موادغذائي حساسيت هائي از خود نشان مي دهند و حتي ممكن است در مورد آن آلرژي نيز پيدا كنند . ممكن است اين حساسيت ها و آلرژي به صورت رفتارهاي اختلالي در كودك بروز كنند .گزارشهاي فراواني از والدين و متخصصين وجود دارند كه حاكي از آن است كه حذف اين مواد غذائي از رژيم غذائي كودك باعث پيشرفت چشمگير و بهبود رفتاري شده است . در برخي از كودكان اُتيستيك مشاهده شده است كه پروتئين هائي نظير گلوتن و كازئين به خوبي شكسته نمي شوند و باعث بروز مشكلاتي در كودك مي شوند .حذف اين پروتئينها در اين كودكان مي تواند به رفع اختلالت گوارشي در آنها كمك كند و در نتيجه رفتارهاي اختلالي ناشي از آن نيز رفع مي گردند . گلوتن در غلات و كازئين در لبنيات وجود دارند . بايد توجه داشت كه در صورت وجود اين مشكل در كودك شما ، نبايد غلات و لبنيات به يكباره از رژيم غذائي كودك حذف شوند زيرا ممكن است اين قطع ناگهاني خود باعث بروز مشكلات ديگري شود . براي اين منظور بهتر است با يك متخصص تغذيه مشورت شود تا نحوه حذف اين مواد و تغيير مناسب رژيم غذائي به شما آموزش داده شود .

 روشهاي درماني مكمل:

با وجود اينكه تشخيص زودهنگام و درمان زودهنگام اُتيسم بهترين روش در كمك به اين كودكان و درمان آنهاست ، برخي از والدين و محققين معتقدند كه روشهاي درماني مكمل ديگري نيز وجود دارند كه مي توانند ارتباط كودك با دنياي اطراف و سايرين را بهبود بخشيده و رفتارهاي آنها را بهتر كنند . از انواع اين درمانها مي توان به موسيقي درماني ، هنر ، و حيوان درماني اشاره كرد كه مي توانند به صورت فردي با كودك كار شده و يا در مراكز مخصوص به صورت جمعي كار شوند . در تمامي اين روشها افزايش قدرت ارتباط ، بهبود روابط اجتماعي و افزايش اعتماد به نفس مشترك مي باشد . همچنين اين روشها كمك ميكنند تا كودك بتواند رابطه بي خطر و مفيدي را با درمانگر خود و سايرين برقرار كرده و با آنها مأنوس شود . موسيقي و هنر بخصوص مي توانند در رفع مشكلات حواس پنجگانه كودك مفيد باشند زيرا توسط آنها قدرت درك ، شنوائي و ديداري كودك تقويت مي شوند . حيوان درماني معمولا شامل اسب سواري و شنا با دولفين ها مي باشد . در اين درمانها كودك توانائي هماهنگي عضلات و اندامها را مي تواند بدست آورد همچنين احساس دوست داشتن و اعتماد به نفس نيز از فوائد اين نوع درمان است.

  موسيقي درماني                  

موسیقی درمانی روشی است در جهت برخی اهداف درمانی که می‌تواند مواردی از جمله تقویت و ساماندهی سلامت روحی و جسمی افراد را به دنبال داشته باشد . به عبارت دیگر از موسیقی درمانی برای بازیافت ، نگهداری و تقویت سلامت جسمی و روحی و عاطفی استفاده می‌شود.

 تاریخچه

تاریخچه استفاده از موسیقی به عنوان روشی برای درمان به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. از آن زمان به بعد رگه‌هایی از استفاده از اصوات و آهنگها برای درمان بیماریهای مختلف بکار رفته است. اما در قرن بیستم فکر رسمی استفاده از موسیقی برای درمان مصدومین جنگ جهانی اول آغاز شد و هر چند استفاده از این روش درمانی با مشکلاتی همراه بود که با قدمهایی که برداشته شد، بتدریج این شاخه درمانی تکامل یافت و انجمنهای متعددی تشکیل گردید. بطوری که در سال 1944 اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در جهان در دانشگاه میشیگان آغاز شد.

در سال 1950 انجمن موسیقی درمانی آغاز به کار کرد. در سال 1971 انجمن موسیقی درمانی آمریکا یا AAMT آغاز به کار کرد. در سال 1985 فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید. انجمن موسیقی درمانی ایرانی با اهداف بالا بردن سطح آگاهی افراد از فرآیند موسیقی درمانی و فواید آن و بالا بردن امکانات تخصصی برای استفاده از این شیوه درمانی فعالیت خود را آغاز کرده است. روشهای موسیقی درمانی

در موسیقی درمانی دو روش اساسی وجود دارد: روش فعال و روش غیر فعال ، روش غیر فعال شامل شنیدن موسیقی است که بیماری با گوش دادن و شنیدن موسیقی که در حال نواخته شدن است، مورد درمان قرار می‌گیرد. در این روش بیشترین تأثیر عملکرد در جهت برانگیختن و تأثیر واکنشهای عاطفی و ذهنی است. در حالی که در روش موسیقی درمانی فعال که نواختن ، خواندن و حرکات موزون اساس کار است. واکنشهای مختلف عاطفی ، ذهنی ، جسمی و حرکتی تحریک و برانگیخته می‌شوند. برنامه‌ها و روشهای موسیقی درمانی متنوع و متناسب با نیاز افراد تنظیم و تدارک دیده می‌شود.

  کاربرد موسیقی در توانبخشی

با توجه به این که پردازش موسیقی در مغز در مناطقی متفاوت از مناطق درگیر در ادراک سایر اصوات از جمله گفتار صورت میپذیرد امروزه از موسیقی درمانی در توانبخشی ذهنی و جسمی و نیز کمک به رشد دقت شنیداری و بهبود توجه و تمرکز و در نهایت رشد مهارتهای گفتاری استفاده میشود. این امر در مورد کودکان مبتلا به اوتیسم و نیز مبتلایان به اختلال یادگیری بیشتر صدق می کند.

درمان اوتیسم با کارتون

تحقیقات دانشمندان در موسسه تحقیقاتی اوتیسم نشان می دهد که دیدن کارتون نقش مهمی در بهبودی کودکان اوتیسم دارد. همانطور که میدانیم کودکان اوتیسم در درک و تشخیص حالات چهره ی افراددچار مشکل هستند، ثابت شده که دیدن کارتون به این کودکان کمک می کند تا هیجانات طبیعی را یاد بگیرند. در این تحقیق از کارتون هایی با شخصیت های غیر انسانی که چهره ی انسانی دارند استفاده شده و یک نفر راوی داستان را نقل می کند تا به کودک در درک هیجانات انسانی کمک نماید. او شیوه ی بیان صورت و احساسات شخصیت های داستانی را برای کودکان توضیح می دهد. دکتر سیمون بارون سرپرست مؤسسه تحقیقات اوتیسم در دانشگاه کمبریج، معتقد است کارتون های متحرک نقش مهمی در درمان بیماران اوتیسم دارند و باعث می شوند کودکان به ترسشان از نگاه کردن به چهره دیگران غلبه کنند و نحوه ی بیان احساسات را بیاموزند.

دنیس مورفی 6 ساله از افرادی بود که در این تحقیق شرکت داشت، با توجه به علاقه ی زیاد او به ماشین و قطار، شخصیت های کارتونی که برای او ساخته شد ماشین و قطارهایی با چهره ی یک انسان بودند.

  از دنیس خواسته شد به مدت 4 هفته روزی 15 دقیقه کارتون تماشا کند. در هر دوره ی 15 دقیقه ای حالت هیجانی جدیدی (مثل خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت، ترس، مهربانی و ... ) به کودک معرفی می شود و از کودک خواسته می شود این حالات را نشان دهد. در انتهای مطالعه مشخص شد که توانایی این کودکان برای تشخیص و بروز هیجانات و احساسات تا 52درصد بهبود یافت.

 

بازی درمانی

در فرایند رشد، کودکان نیازها و مشکلاتی دارند که بیشترشان از سوی والدین، آن چنان که باید درك و پاسخ داده نمی شود. پس باید،یک راه ارتباطی سازگار با کودك یافت. راهی که بزرگسالان برای بیان نیازهای به کار می گیرند، سخن گفتن در مورد مشکلات است.بنابراین، باید روشی را برگزید که به اندازه سخن گفتن به کودکان یاری رساند. بازی یکی از راه هایی است که کودك به کمک آن سخنمی گوید، درست مثل بزرگسالان. بازی روشی است که در آن، کودك احساسات خود را نشان می دهد، روابط خود را می گستراند، تجربیاتشرا می نمایاند، آرزوهایش را فاش می سازد و به خود شکوفایی می رسد. مشکلاتی را که کودکان، با آنان دست به گریبان اند،آن گونه نیستکه بزرگسالان می پندارند.

دلایل بهره گیری از روش بازی درمانی:

 به این دلیل که رشد زبانی کودکان دیرتر از رشد شناختی آ نها انجام می پذیرد، راهارتباطی آنان با محیط پیرامونی خویش، تنها بازی است. در بازی درمانی اسباب بازی ها به سان واژه های کودکان هستند و بازی هم زبان آن ها، یک زبان فعال. بازی درمانی مانند روان درمانی و مشاوره برای بزرگسالان است. تجربیات عمده هیجانی می تواند در نهایت امنیت وآرامش از راه نمادهای خیالی و اسباب بازی ها بیان شود. به کارگیری اسباب بازی ها، کودکان را در نمایاندن اضطراب، ترس، خیالات واحساس گناه خویش توانا می سازد. در این فرایند (بازی درمانی)، کودك، احساسات خود را آزادانه ابراز می کند، چرا که این روش کودکان رااز خودشان، تجربیات و پیشامدهای روزمره شان جدا می کند. کودکان خود را در بازی نشان می دهند و می آموزند که چگونه با موقعیت های گوناگون روبروشوند.

فرایند بازی درمانی:

 همان گونه که عنوان شد، در این فرایند، کودك احساسات گوناگونی همانند ترس، رضایت،خشم، شادی، شکست، ناکامی و ... را مانند بزرگسالان ابراز می کند. کودکانی که توان بیان شفاهی داشته باشند این احساسات را نشان می دهند. اماکودکانی که نمی توانند به صورت گفتاری این احساسات را بیان کنند در قالب اسباب بازی ها این کار را انجام می دهند. این فرایند یکرابطه بین کودك و درمان گر است که به کودك اجازه می دهد در شرایط کنونی زندگی کند و در جریان بازی تجربیاتش را بنمایاند. بازیدرمانی به درمان گر کمک می کند که جهان کودك را درك کند. این رابطه درمانی، منجر به رشد صحیح کودك و حفظ سلامت روانی او می انجامد. درمان گر می تواند به سادگی به دنیای کودك راه یابد چرا که دنیای کودك، دنیای کنش ها و فعالیت است. اگر کودك، پرخاشگرباشد، پرخاشگری خود را از راه یورش به درمان گر یا تیر اندازی با اسلحه اسباب بازی خود و گاه رفتارهایی از این دست نشان دهد. در این فرایند می توان به کودك آموخت که بر خشم خود چیره شود. بدون بهره گرفتن از اسباب بازی ها، درمان گر می تواند تنها با کودك دربارهی رفتارهای پرخاشگرانه ای که او در روز یا هفته قبل انجام داده است سخن بگوید. حتما نباید برای استفاده از روش بازی درمانی یک اتاق پراز اسباب بازی داشت بلکه می بایست اسباب بازی ها را با توجه به گونه مشکل کودك در اتاق نهاد و به او فرصت گزینش داد.

بازی درمانی تنها بهره گیری کودك از اسباب بازی ها را در بر نمی گیرد بلکه باید اندك اندك، با گفت و گو نیز به کودك نزدیک شد. درمان گر باید در گزینش اسباب بازی ها وقت فراوانی داشته باشد. اسباب بازی ها نیز می بایستی ویژگ یهای گونگونی مانند موارد زیر را دربر بگیرند:

اسباب بازی ها باید بتوانند: تجربیات واقعی زندگی کودك را بنمایانند، احساسات واقعی کودك را نشان دهند، کمبودها و تنگناهای زندگی واقعی کودك را در خود داشته باشند و بدون گفت و گو مسائل درونی کودك را فاش سازند.اسباب بازی های پیچیده و الکترونیکی برای این هدف مناسب نیستند و باید از آنان دوری گزید. بسیاری از کودکان خود پنداره ضعیفی دارند پس نباید از اسباب بازی هایی که این مشکل را دامن می زنند استفاده کرد.

آموزش والدين كودكان داراي درخودماندگي:

يكي از مهم ترين عوامل در آموزش اين كودكان مشاركت والدين دربرنامه هاي درماني است.درحال حاضر اكثربرنامه هاي روانشناختي براي آموزش اين كودكان مبتني برارزيابي هاي پژوهشي وبركاربرد شيوه هاي اصلاح رفتار كودك وآموزش والدين تاكيد مي كند.4برنامه ي مداخله اي كه براي والدين در نظر گرفته شده است شامل:

1-اصلاحات رفتاري          2-آموزش مهارت هاي اجتمايي

3-آموزش گفتار                4-آموزش از راه تربيت هاي بدني

 

 

1-اصلاحات رفتاري:

يكي از مهم ترين موارد در آغاز شروع برنامه ي مداخله به حداقل رساندن رفتارهايي است كه موجب آسيب رساندن به خود ميشود.رفتارخودآزاري ازرفتارهاي مخربي است كه افرادداراي ناتواني رشدي انجام ميدهند.رفتارهاي خودآزارانه غالباشكل هاي مشتركي دارندكه عبارتنداز:ضربه به سر- ضربه با دست – مالش بيش ازحدخود و...

براي آموزش اين مرحله ازمداخله موارد زير پيشنهاد ميشود:

1-روش تحليل عوامل:اين روش نشان ميدهد كه شخص¸رفتارخودآزاري رادر چه موقعيت اجتماعي ويافيزيكي انجام ميدهد.درگزارش خصوصيات رفتار خودآزاري بايدسرعت- استمراروشدت رفتارخودآزاري ذكرشود.همچنين درطي جمع آوري اطلاعات بايدبه شرايط فيزيكي ومحيط اجتماعي نيز توجه نمود وآن ها رانيز گزارش كرد.

نحوه ي مداخله:

-سعي كنيد منشأتنش راحذف كنيد.

-كودك را از موقعيت هايي كه عموما درآن رفتارهاي خودآزاري رخ ميدهد دور كرد.

-به آرامي صحبت كنيد.

-ازايما واشاره وتكان دادن سريع دست هابپرهيزيد.

2- انتخاب يك الگوي رفتاري مناسب:به عنوان والدين اين كودكان مهمترين راهبردي كه بايددرتعاملات خود با كودك داشته باشيد انتخاب يك الگوي رفتاري مناسب است.گسترش يك الگوي رفتاري معين براين اساس كه كودك شما چه نيازها وتوانايي هايي دارد طراحي ميشود والبته اين امر مي بايست بامشاوره ي تيم متخصص هدايت شود تا كمبودهاوضعف هاي كودك راپوشش دهد.

نحوه ي مداخله:

-هنگامي كه درجستجوي روش درماني ويژهاي ازافراد متخصص هستيد بهتراست خودنيز جستجو كنيدزيراهرچه دانش شما بيشترباشدبه ابزاري مطمئن تردر تصميم گيري ها مجهز ميشود.

-براي ملاقات ها وموافقت بين درمانگر ووالدين بايد جلسات مرتبي برگزارشده ومشكلات كودك به طورمرتب بررسي شود.

3-چگونه باكودك خود ارتباط برقرار كنيد؟نحوه ي ارتباط والدين باكودك ميتواند بر وي ت‍‍أثيربسزايي مي گذارد وباعث پيشرفت يا كم تواني ذهني،اجتماعي وعاطفي كودك ميشود.

نحوه ي مداخله:

-براي تأييدياردناشنوايي كودك به پزشك مراجعه كند.

-هميشه هنگامي كه باكودك خود صحبت ميكنيد اورابااسم صداكنيد.

-درهنگام صحبت باكودك ارتباط چشمي باوي داشته باشيد.

-باجملات ساده صحبت كنيد وازكلماتي كه كودك آنها رانمي فهمد استفاده نكنيد.

4-روش تحليل رفتار:با به كارگيري اين روش مهارت هاوعملكردهاي كودك موردتحليل وبررسي قرار ميگيرد،تادرمواردي كه كودك نيازمندآموزش است،برنامه ي درماني طرح ريزي شود.تحليل كاربردي رفتار روشي است كه به قابل مشاهده بودن واندازه گيري رفتارهدف تأكيد ميكند.

نحوه ي مداخله:

-دراجراي برنامه مداومت داشته باشيد.

-مطمئن شويدآنچه راكه ازكودك خودميخواهيد معقول ومنطقي است.

-اين كودكان مهارت هارا قدم به قدم وباروشي ساده يادميگيرند.

ب)آموزش مهارت هاي اجتماعي:

براي آموزش مهارت هاي اجتماعي مناسب مواردي پيشنهادميشود:

1-آموزش بااستفاده ازتقليد:روانشناسان رفتارگرا معتقدندكه آموزش تقليد به اين كودكان ميتواند براي فراگيري طرحواره ها وآموزش مهارت هاي اجتماعي مفيد واساسي باشد.

 

نحوه ي مداخله:

-براي تمرين روزانه ي كودك زمانبندي كنيد.

-ازنشانه هاي دستي وبدني براي توجه وآموزش استفاده كنيد.

-ازتصاوير،عبارات ودستورات مكتوب استفاده كنيد.

2-آموزش از راه بازي:بازي فرايند لذت بخش،محرك وغيرمستقيم است كه كودكان درجريان سيال آن به اكتشاف مفهوم خود ميرسند. بازي هايي كه محورآنهاحركت است،آسان ترين وسريع ترين مسيررابراي كشف دروني وتحرك قابليت هاي مغزي كودك فراهم ميسازد.اهميت بازي رادريادگيري زبان ومهارت هاي اجتماعي رانمي توان ناديده گرفت.

نحوه ي مداخله:

-فعاليتي راانتخاب كنيد كه كودك ازآن لذت ميبرد.

-باتوجه به جنسيت كودك براي وي اسباب بازي تهيه كنيد.

-براي كودك خود دفترنقاشي،مدادرنگي و كتاب هاي رنگ آميزي تهيه كنيد.

3-آموزش ازراه قصه گويي:قصه گويي صرفا براي بهبود گوش دادن كودكان نيست،بلكه تلاشي براي گسترش وايجادعلاقه براي ورود وكشف دنياهاي جديداست.

درزيرنكته هايي براي آموزش ازراه قصه گويي پيشنهادميشود:

-ازكتاب قصه هايي كه داراي تصوير است،استفاده نماييد.

-باايماها،حركت هاي بدن،به قصه هاجان داده واين كارراتمرين نماييد.

-ازتعدادي عروسك واسباب بازي براي تعريف قصه استفاده نماييد.

ج)آموزش گفتار:

بررسي هاي پژوهشگران نشان داده كه والدين نقش اساسي دررشدزبان وپيشرفت تحصيلي كودكان دارند.اگركودك بتواندبه دستورهاي كلامي توجه كند،به درك آنهابرسدوآنهاراانجام دهد،يادگيري او،راه پيشرفتش رادرتمام زمينه هاهموارخواهد كرد.

 

نحوه ي مداخله:

1-    زبان پذيري:به كودك كمك كنيد كارهايي مانند:اجراي تمرينهاي حركتي ظريف دهان وزبان،تقليدصداها،توليدكلمه باتركيب صداهاي قبلي،پاسخ به محرك"اين"چيست؟و...

2-    استفاده ازنامها ياكلمات ساده وزبان اشاره وارتباط باتبادل تصوير:اين روش توسط بوندي وفروست طراحي شده است تااين كودكان به برقراري ارتباط باديگران بپردازند.شامل كارت،تصاوير ونمادهايي است كه در توسعه ي گفتار،مفيد باشد.

3-    آموزش ازراه پس بازتاب:هنگامبازي باكودكان وهمچنين درمواقعي كه ميخواهيد تشويق ومصاحبت رابه كودك بياموزيد وبيشترراهنمايي كودك مدنظراست تاارائه ي نظرات وبازي هاي شما،ميتوانيدازراه روش پس بازتاب استفاده كنيد.آموزش از راه روش پس بازتاب به دوقسمت تقسيم ميشود:

الف)كودكان درمواقع خاص:هنگامي كه مواقع خاص به صورت درمان بكارميرود،درشروع والدين ويادرمانگربه كودكميگويدمابايكديگريك زمان خاص داريم وتودراين زمان هركاري بخواهي ميتواني انجام دهي.

ب)پس بازتاب نامگذاري:نوعي پس بازتاب است كه مادران وپدران با نوزادان وكودكان نوپاي خود كاملا بطورناخودآگاه انجام ميدهند.

         4-تشويق كودكان به خواندن سرود واستفاده ازنوارهاي ديداري وشنيداري:صداهاي مختلفي مانند:صداي آب،صداي ساعت و...راروي نوارضبط كنيدواجازه دهيد كودك باگوش دادن به آن، نوع صداراتشخيص دهد.

د)آموزش ازراه تربيت هاي بدني:

جلسات تفريحي براي اين كودكان ضروري وبسيارمهم است تاعلاقه وانگيزه ي آنها را براي آموزش حفظ كرد.فعاليت هاي ايروبيكي(هوازي)مناسب باعث افزايش گستره ي توجه،رفتارهدفمندوواكنش هاي درست كودكان درخودمانده ميشود.برنامه هاي تربيت بدني در اين كودكان باعث افزايش رفتارهاي مناسب شده وهمزمان استقامت قلبي-عروقي را بهبود بخشيدهوباعث كاهش رفتارهاي نامناسب ميشوند.

نحوه ي مداخله:

-بايدتوجه داشت كه در يك زمان فقط به يك اندام حسي پرداخته شود،دقت نماييد اندام حسي برتر كودك به عنوان هدف، موردتوجه قرار گيرد.

-بامتخصصان علوم ورزشي،مشورت كنيد.

-فعاليت هاي بدني ميتواند داراي آهنگ خاصي باشدوفعاليت هاي بدني بزرگ رادربرگيرد.مانند:دويدن،جهيدن،پريدن،سه چرخه سواري كردن.

 

2-اختلال رت:                                    

اختلال رت كه به نام سندرم رت نيز خوانده مي شود بطور اوليه در دختران ديده مي شود. در كودكان با سندرم رت در  6 تا 18 ماه ابتدايي زندگي نمو بطور طبيعي انجام مي شود ولي به تدريج والدين متوجه يك سري تغييرات در رفتار كودك و پسرفت در توانايي هاي حركتي مثل راه رفتن يا حركات بدن مي شوند اين تغييرات با از دست دادن توانايي هاي گفتاري و استدلالي و استفاده از دست همراه مي شود. تكرار حركات يا ژستهاي بدون معني نشانه بسيار مهم تشخيصي سندرم رت محسوب مي شود اين حالات بدني بطور تيپيك مشتمل بر فشردن دستها يا حالت شستشوي دستها مي باشد . كرايترياهاي تشخيصي سندرم رت در DSM IV  به شرح زير است:

الف ـ همه موارد زیر:

 ۱. رشد ظاهراً طبیعی از تولد یا حوالی تولد

۲. رشد ظاهراً طبیعی روانی حرکتی در طی ۵ ماه اول بعد از تولد

3. اندازه طبیعی دور سر هنگام تولد

 ب ـ شروع همه موارد زیر پس از دوره رشد طبیعی:

 ۱. کاهش سرعت رشد سر بین ۴۸ - ۵ ماهگی

 ۲. از دست دادن مهارتهای دستی اکتسابی قبلی بین ۳۰-۵ ماهگی و متعاقب آن شکلگیری حرکات قالبی دست (مثلاً مالیدن دستها بههم، و یا شستن دست).

3. از دست دادن مشارکت اجتماعی در مراحل ابتدائی سیر بیماری (البته روابط اجتماعی اغلب بعداً ایجاد میشود).

۴. ظاهر شدن حرکات تنه یا راه رفتن که بهخوبی هماهنگ نیستند.

۵. رشد زبان بیانی و دریافتی به شدت ناقص که با عقبماندگی شدید روانی حرکتی همراه است.

ويژگي هاي تشخيصي:
مهمترين مشخصه اختلال رت , ظهور نارساييهاي متعدد خاص در پي يک دوره کارکرد بهنجار پس از تولد است. اين افراد به ظاهر دوره پيش از تولد و زمان تولد بهنجاري را طي مي کنند . رشد رواني حرکتي در 5 ماه اول زندگي بهنجار است و اندازه دور سر در زمان تولد تقريبا طبيعي است . بين سنين 5 تا 48 ماهگي رشد سر کاهش مي يابد مهارتهاي يدي هدفمندي که قبلا کسب شده اند بين سنين 5 تا 30 ماهگي از بين مي روند و سپس حرکات خاص کليشه اي دستها همانند حالت شستن دستها يا در هم پيچيدن انها ظاهر مي شود . علاقه به محيط اجتماعي در نخستين سالهاي پس از شروع اين اختلال کاهش پيدا مي کند, هرچند اغلب ممکن است تعامل اجتماعي بعدها پيشرفت کند. در هماهنگي حرکات تنه يا پاها مشکلاتي ظاهر مي شوند . همچنين در رشد زبان بياني و دريافتي اختلال شديد با کندي رواني حرکتي رخ مي دهد.
ويژگي ها و اختلال هاي توام:
اختلال رت بطور اخص با عقب ماندگي ذهني شديد يا عميق همراه است که در چنين حالتي بايد عقب ماندگي ذهني را روي محور 2 کد گذاري کرد . در مورد اين اختلال يافته هاي خاص ازمايشگاهي وجود ندارند. ممکن است در افرادي که اختلال رت دارند نابهنجاريهاي EEG و اختلال تشنجي با فراواني بيشتري ظاهر شوند . در عکسبرداري از مغز اين افراد, نابهنجاريهاي غير اختصاصي نيز گزارش شده است. داده هاي مقدماتي حاکي از اين است که علت برخي از موارد اختلال رت يک جهش ژنتيکي است.
شيوع:
درباره اين اختلال اطلاعات کافي در دست نيست و به نظر مي رسد که شيوع ان کمتر از اختلال اتيستيک است. اين اختلال تنها در مورد دختران گزارش شده است.

دوره يا سير:
در اختلال رت الگوي واپس روي در رشد کاملا مشخص است. شروع اختلال رت تا پيش از سن چهارسالگي و معمولا در نخستين يا دومين سال زندگي است و درتمام طول عمر ادامه مي يابد . از دست دادن مهارتها معمولا مداوم و پيش رونده است. در بيشتر موارد بهبودي کاملا محدودي وجود دارد, هرچند ممکن است پيشرفتهاي بسيار اندکي در رشد ظاهر شده و با رسيدن کودک به دوره اخر کودکي و يا ورود به نوجواني علاقه به تعامل اجتماعي ديده شود . مشکلات ارتباطي و رفتاري معمولا در تمام طول عمر نسبتا ثابت و بدون تغيير باقي مي مانند .
تشخيص افتراقي:
در جريان رشد بهنجار ممکن است دوره هايي از واپس روي مشاهده شوند. ولي اين واپس رويها به شدت و دوام اختلال رت نيست. اختلال رت از اختلال از هم پاشيدگي کودکي و اختلال اسپرژر به لحاظ نسبت شيوع ان در دو جنس , زمان شروع و الگوي نقايص ( نارسايي ها ) متفاوت است. اختلال رت تنها در دختران تشخيص داده مي شود اما اختلال از هم پاشيدگي کودکي و اختلال اسپرژر بيشتر در پسران شايع است. احتمال دارد نشانه هاي اختلال رت بسيار زود و در حدود 5 ماهگي ظاهر شوند در حاليکه در اختلال از هم پاشيدگي کودکي , دوره رشد بهنجار بسيار طولانيتر است ( يعني حداقل تا دو سالگي ) . در اختلال رت رشد سر از الگوي کاهشي خاصي پيروي مي کند, مهارتهاي يدي هدفمندي که قبلا اموخته شده اند از بين مي روند و ضعف هماهنگي در تنه يا پاها ظاهر مي شود . اختلال برخلاف اختلال اسپرژر با اختلال شديد در رشد زبان دريافتي و بياني مشخص مي شود.
سبب شناسي ودرمان:

علت اين اختلال هنوز كاملا مشخص نيست.دربرخي ازاين كودكان افزايش يابيش بودآمونياك ديده شده كه منجربه اين نتيجه گيري گرديده كه آنزيمي كه موجب سوخت وسازآمونياك ميباشد،كافي نيست.همينطورعده اي عقيده دارندكه شايدعوامل ارثي نيزدررت به2دليل:يكي بخاطراينكه رت فقط دردختران ديده شده است وديگري بخاطراينكه مطالعات ژنتيكي ميزان تطابق رادرمورددوقلوهاي يك تخمكي بيشترگزارش نموده اند،دخالت داشته باشد.

دردرمان اين اختلال فيزيوتراپي ،داروهاي ضدتشنج،رفتاردرماني وشناخت درماني مورداستفاده قرارميگيرند.مصرف وتجويزهالوپريدول دردرمان رت رايج بوده ومصرف داروهايي كه خاصيت ايجادكنندگي صرع دارندممنوع است(براي مثال،داروهاي سه حلقه اي وكلروپرومازين).


 

3-اختلال آسپرگر:

اختلال آسپرگر (زوال شدید اجتماعی) ابتدا توسط یک دانشمند استرالیایی به‌نام دکتر «هانس آسپرگر» در سال 1944 شناسایی شد که شکل خفیف اختلال اتیسم (در خود ماندگی) است. این اختلال از سنین کودکی به‌وجود می‌آید و اگر زود درمان نشود، در تمام طول عمر فرد، پیامدهای منفی خود را به‌جای می‌گذارد. در اختلال آسپرگر، فرد از برقراری ارتباط اجتماعی و داد و ستد با دیگران، ناتوان شده و به‌گونه‌ای نامتعارف، منزوی و گوشه‌گیر می‌شود. شخص مبتلا از حیث سایر کارکردهای روانی و شناختی، سالم است اما از نظر عاطفی، سرد بوده و از تعامل با دیگران ناتوان می‌باشد. به‌طور معمول این اختلال در بین مردان، شایع‌تر از زنان است و درمان آن، در سنین اولیه‌ی کودکی امکان‌پذیر است و بیش‌تر از طریق رفتار‌درمانی مقدور می‌باشد.

- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال آسپرگر (Aspergerr's disorder):

الف ـ نقص کمی در روابط اجتماعی بهطوری که با حداقل ۲ مورد از موارد زیر مشخص شود:

1. نقص قابل توجه در استفاده از رفتارهای غیرکلامی متعدد مانند خیره شدن چشم در چشم، حالت چهره، موقعیت بدن و حرکات دست و سر برای تعامل اجتماعی.

۲. ناتوانی در ایجاد روابط متناسب با سطح رشد با همسالان

۳. عدم تلاش خودانگیخته برای شریک شدن در شادی، علایق و موفقیتها با سایر افراد (مثلاً فقدان نشان دادن، آوردن یا مسائل مورد علاقه به سایر افراد).

1. فقدان رابطه متقابل اجتماعی یا احساسی.

 ب ـ الگوهای رفتاری، علایق و فعالیتهای استریوتایپی و مکرر محدود که با حداقل یک مورد از موارد زیر مشخص میشود:

۱. اشتغال ذهنی دربرگیرنده یک مورد یا بیشتر از الگوهای محدود و استریوتایپی تمایلات که از نظر شدت یا تمرکز غیرطبیعی است.

۲. پایبندی واضحاً غیرقابل انعطاف به اعمال روزمره یا مراسم اختصاصی و غیرعملکردی

 ۳. رفتار حرکتی تکراری و استریوتایپی (مثلاً پیچاندن یا بههم زدن انگشت یا دست، یا حرکات پیچیده تمام بدن).

۴. اشتغال ذهنی دائمی با قسمتهای مختلف اشیاء

ج ـ اختلال، موجب نقص بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، حرفهای یا سایر زمینههای مهم میشود.

د ـ تأخیر بالینی کلی قابل توجه مهمی در زبان وجود ندارد (مثلاً لغات منفرد که در ۲ سالگی استفاده میشوند، عبارات ارتباطی که در سه سالگی استفاده میشوند).

هـ ـ تأخیر بالینی قابل توجه در رشد شناختی یا رشد توانائیهای خودیاری متناسب با سن، رفتار انطباقی (غیر از روابط اجتماعی) و کنجکاوی در مورد محیط در کودکی.

          و ـ معیارهای یک اختلال رشدی فراگیر اختصاصی دیگر یا اسکیزوفرنی دیده نمیشود.

 مشخصات اختلال آسپرگر:

الف) اختلال در کیفیت تعامل اجتماعی که دست‌کم توسط یک یا دو مورد از موارد زیر شناسایی شود:

- اختلال مشخص در استفاده‌ی چند‌جانبه از رفتارهای غیرکلامی از‌قبیل ارتباط چشمی، جلوه‌های صورت، حالت بدن و ژست‌هایی برای تداوم ارتباط اجتماعی

- ناکامی در توسعه‌ی رابطه با هم‌سالان

- دنبال نکردن لذت و سرگرمی، علایق و پیشرفت‌ها

- فقدان بده‌بستان عاطفی و اجتماعی

 به‌عبارتی بهتر، افراد مبتلا به زوال شدید اجتماعی، مشکلات عمده‌ای در کسب مهارت‌های اجتماعی دارند و اغلب دیگران به‌چشم یک بی‌عرضه‌ی اجتماعی و فردی منزوی و تنها، به آنان می‌نگرند.

ب) رفتارهای تکراری و محدود دست‌کم در یکی از موارد زیر:

- مشغول بودن به یک فعالیت محدود و تکراری و تأمل مداوم در آن که نشان‌گر یک وضعیت نابه‌هنجاراست.

- عدم انعطاف‌پذیری و داشتن حالات یکنواخت و تشریفاتی

- رفتارهای حرکتی و تکراری و تقلیدی هم‌چون تکان‌دادن انگشت دست یا ترکیبی از حرکات بدن

- حواس‌پرتی‌های مکرر با بخش‌هایی از اشیاء

افراد مبتلا به زوال شدید اجتماعی، رفتارهای نامتعارف و عجیب و غریبی از خود نشان‌می‌دهند، به‌طور معمول علایق محدودی دارند که متناسب سن‌شان نیست و درباره‌ی یک موضوع، اطلاعات زیادی کسب می‌کنند اما حاضر نیستند دیگران را در آن سهیم کنند.

ج) از لحاظ بالینی دچار آشفتگی و سردرگمی هستند و در حوزه‌های مهمی هم‌چون اجتماعی، کاری و... عملکرد ضعیفی از خود نشان‌می‌دهند. افراد مبتلا به این اختلال، از دیگر افراد جامعه کاملاً متمایز هستند و دیگران نیز آنان را متفاوت می‌بینند.

د) از لحاظ روان‌شناختی، هیچ تأخیر محسوسی در زبان یا رشد شناختی آنان دیده نمی‌شود و می‌توانند یک صحبت معمولی داشته باشند. سطح هوش آنان طبیعی است و مردان، چهار‌برابر بیش‌تر از زنان، به این اختلال مبتلا می‌شوند.

تشخيص افتراقي اختلال آسپرگر از اتيسم:

ملاكهاي تشخيصي تقريباٌ مشابه اتيسم هستند يعني موارد مشابهي بين اين دو از نظر تعاملات اجتماعي، ارتباطات و دامنه فعاليتها و علائق وجود دارد. اما مشخصه اصلي افتراق اختلال اسپرگر از اتيسم عدم وجود تاخير مشخص در شروع تكلم و رشد زباني است. از طرف ديگر اين كودكان و نوجوانان از نظر مهارتهاي خود ياري و تعاملات اجتماعي مشكل جدي ندارند. آنها تمايل دارند باديگران ارتباط برقرار كرده صحبت نمايند اما تون كلام گاهي غيرآهنگين و يكنواخت است و گاهي آهنگين و پرسشي است. ژستهاي غير كلامي كه بيانگر احساسات دروني است، كمتر وجود دارد. از نظر توليد كلام ياخيلي زياد و يا كم صحبت مي كنند و طرز تكلم آنها عجيب و غريب به نظر مي آيد. از ضمير «من» كمتر استفاده كرده و بيشتر نام خود را به زبان مي آورند. مبتلايان در مورد درك مفاهيم طنز آميز و شوخي مشكل دارند.

در اختلال آسپرگر، رشد اوليه ( شامل رشد شناختي و زبان) ظاهراٌ طبيعي است اما كودك داراي علائق غير عادي است كه با حساسيت فراوان آنها را دنبال مي كند. در اين حالت كودك نقايص اجتماعي خود را هنگامي بروز مي دهد كه وارد مراحل پيش دبستاني مي شود و در معرض روابط با همسالان قرار مي گيرد.

سبب شناسي:

علت اين اختلال هنوز مشخص نيست،امابخاطرشباهت زياداين اختلال بااختلال اوتيستيك، اعتقادبراين است كه ممكن است درآسپرگرنيزعوامل ارثي،عوامل مربوط به سوخت سازوعوامل قبل ازتولددخالت داشته باشند.گزارش هاي خانوادگي درموردكودكان اوتيستيك وآسپرگراشاره به اين موضوع دارندكه اين دواختلال ارتباط تنگاتنگي بايكديگردارند.بيان شده كه اختلال آسپرگرممكن است شكل خاصي ازاوتيسم همراه بامؤلفه ي ژنتيكي بيشتري باشد،به طوري كه برخي ازمطالعات حاكي ازبروزبيشتراختلال آسپرگردرخانواده هايي كه دچاراختلال آسپرگرنسبت به اختلال اوتيستيك هستند،ميباشند.

درمان اختلال آسپرگر:

درمان خاصی برای اختلال آسپرگر وجود ندارد و تنها از طریق توان‌بخشی می‌توان از شدت این اختلال کاست که در زیر، به چند مورد اشاره می‌شود:

_آموزش مهارت‌های اجتماعی توسط پدر و مادر

آموزش رفتار اجتماعی، شامل تمرین مهارت‌های اجتماعی و بازی با بچه‌ها می‌باشد. برای بچه‌های سنین پایین‌تر، آموزش چگونه بازی‌کردن مهم است، حتی قانون دقایق بازی نیز اهمیت دارد. باید به آنان آموزش داده شود که آن‌چه گفته می‌شود را سرمشق قرار داده و انجام دهند و افراد دیگر را نیز وارد مسأله نموده و با همسالان خود بازی کنند. هم‌چنین باید آموزش داده شود که چگونه بازی را شروع نمایند و چگونه خاتمه دهند. والدین باید برای فرزندان‌شان توضیح‌دهند و مثال بزنند، سپس بازی آنان با همسالان را به تماشا بنشینند و از رفتارهای ویژه‌ی آنان یادداشت‌‌برداری کنند و روی آن بحث کنند. این رفتارهای ویژه، از یک احوال‌پرسی ساده تا قسمت کردن خوراکی‌ها و اسباب‌بازی‌ها با سایر افراد را شامل می‌شود. هم‌چنین میزان انعطاف‌پذیری و چگونه کنار آمدن با دیگران نیز بایست به آنان آموخته شود.

نقش‌ بازی‌کردن_

کودکان مبتلا به زوال شدید اجتماعی، اغلب نمی‌دانند که چگونه تعریف و تمجید کنند. این مشکل نیز با نقش بازی‌کردن اصلاح می‌شود. به کودکان‌تان یاد دهید چگونه از دیگران تعریف کنند و تشویق‌های آنان را بپذیرند. راه دیگر، استفاده از ارتباط چشمی است تا هم‌چون یک تماشاچی، به تماشای رفتارهای دیگران بنشینند و اشتباهات‌شان را حدس بزنند. بچه‌های مبتلا، اغلب از بیان احساسات‌شان ناتوان هستند و احساسات‌شان را درون خودشان می‌ریزند. برای آموزش ابراز عواطف، بزرگ‌ترها می‌توانند یک بازی ترتیب‌دهند.

 

_داستان‌درمانی

تکنیک دیگری که به کودکان مبتلا کمک می‌کند تا مهارت‌های اجتماعی را درون‌سازی ‌کنند، استفاده از داستان و قصه است. برای مثال، بچه‌ها از خواندن و شنیدن داستان پسر‌بچه‌ای که در ایستگاه اتوبوس در صف انتظار ایستاده، لذت می‌برند. بسیاری از کودکان مبتلا، از کار با کتاب‌هایی که عکس و تصویر دارند و عکس صورت در آن‌ها کشیده شده، لذت می‌برند چراکه حالت عاطفی را بیان می‌کند. داستانی که یک موقعیت را توصیف می‌کند و شامل یک‌سری اعمال و حرکات و قوانین است، می‌تواند بسیار کمک ‌کننده باشد.

 

_مداخلات مدرسه‌اي

آن‌چه که در یک فضای آموزشی می‌بایست توسط معلمان رعایت شود، دستورالعمل مواد درسی و انضباط کلاسی است. معلمان می‌توانند از دانش‌آموزان دیگر، به‌عنوان سرنخ استفاده کنند تا به بچه‌های مبتلا به اختلال آسپرگر، نشان‌دهند که چه‌کاری باید انجام دهند. هم‌چنین می‌توانند آنان را به انجام فعالیت‌های کوچک و همسان تشویق کنند و یا از نوع برقراری رابطه توسط بچه‌ها، مدل‌سازی کنند. بچه‌های به‌هنجار، به‌طور معمول نمی‌توانند رفتارهای غیرمعمول بچه‌های مبتلا را بفهمند. معلم می‌تواند شرایط تقویت‌سازی و تحمل را برای آنان فراهم کند. به‌علاوه مشاور مدرسه، قادر است بچه‌های مبتلا را در گروه توسعه‌ی مهارت اجتماعی شریک سازد. زمین ‌بازی درصورت نامنظم و پر سروصدا بودن، برای بچه‌های مبتلا می‌تواند ایجاد مشکل کند. بچه‌های مبتلا، در طول ساعات فعالیت‌های نامنظم، حساس‌ترند و در مهارت‌های اجتماعی و کنار آمدن با آن‌ها، ضعیف شده و گرایش به برگشت دارند. در این میان، معلم می‌تواند نقش وصل‌کننده را برای آنان بازی کند و یا آنان را به‌سوی انزوا سوق‌دهد.

 

_مداخلات دارویی

هیچ‌ نوعی معالجه‌ی مستقیم دارویی برای درمان اختلال آسپرگر وجود ندارد اما پزشکان برحسب علائمی که کودکان مبتلا از خود نشان‌می‌دهند، تجویزاتی را ارائه می‌دهند. تصمیم استفاده از داروها، در اختیار والدین است؛ گرچه آنان به‌دلیل عوارض هولناک قرص‌ها، کم‌تر موافق استفاده از دارو برای درمان کودک‌ شان هستند.

4-اختلال ازهم گسيختگي كودكي:

تعريف: اختلال ازهم پاشيدگي كودكي نيز براي اولين بار توسط هلر در سال 1908 معرفي شد.فرض براين بود که اين بيماري هميشه با يک فرايند آسيب سلولهاي عصبي همراه است البته مطالعات بعدي نشان دادند که اين فرض اشتباه است.

به طو ر کلی در این اختلال که با نام های سندروم هلر ، زوال عقل نوزادی ، سایکوز ازهم گسیختگی نیز نامیده می شود ، کودک حداقل بعد از 2 سال در زمینه ها ی مختلف رشد یا از قبیل رشد زبان ، مهارتها ی اجتماعی و مهارتها ی مختلف بازی و حتی در مهارتهای حرکتی و کنترل ادرار و مدفوع ، پسروی قابل ملاحظه ا ی خواهد داشت.

در واقع در تعامل اجتماعی و ارتباط آنها نقص کیفی وجود دارد و دارای الگوها ی رفتاری ، علایق و فعالیتها ی محدود ، تکراری و کلیشه ای هستند.

- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال فروپاشنده کودکی:

الف ـ رشد ظاهراً طبیعی برای حداقل ۲ سال اول پس از تولد که با وجود ارتباطات کلامی و غیرکلامی متناسب با سن، روابط اجتماعی، بازی و رفتار انطباقی مشخص میشود.

ب ـ از دست دادن توانائیهای اکتسابی قبلی (قبل از ۱۰ سالگی) که از نظر بالینی مهم است و در حداقل ۲ زمینه زیر دیده میشود:

۱. زبان

2. توانائیهای اجتماعی یا رفتار انطباقی

3-. کنترل ادرار یا مدفوع

4. بازی

5. توانائیهای حرکتی

ج ـ عملکرد غیرطبیعی در حداقل ۲ مورد از موارد زیر:

۱. نقص کیفی در روابط اجتماعی (مثلاً نقص رفتارهای غیرکلامی، ناتوانی در ایجاد روابط با همسالان، فقدان رابطه متقابل اجتماعی یا احساسی).

۲. نقص کیفی در ارتباطات (مثلاً تأخیر یا فقدان زبان شفاهی، ناتوانی در شروع یا حفظ مکالمه، استفاده مکرر و استریوتایپی از زبان، فقدان بازیهای متنوع تخیلی).

3. الگوهای تکراری، مدود و استریوتایپی رفتار، علایق و فعالیتها، شامل استریوتایپیهای حرکت و منریسم (mannerism).

د ـ اختلال توسط یک اختلال رشد فراگیر اختصاصی دیگر یا اسکیزوفرنی بهتر توجیه نمیشود.

 ويژگي هاي تشخيصي:

مهمترين مشخصه اختلال از هم پاشيدگي کودکي واپس روي قابل ملاحظه در زمينه هاي متعددي از کارکردها در پي حداقل دو سال رشد به ظاهر بهنجار است. رشد بهنجار به ظاهر در ارتباطات کلامي و غير کلامي متناسب با سن فرد , روابط اجتماعي , بازي و رفتار انطباقي , بازتاب مي يابد. پس از دو سال اول زندگي (ولي قبل از ده سالگي ) کودک در حداقل دو مورد از موارد زير مهارتهايي را کسب کرده است, از ديدگاه باليني در حد قابل ملاحظه اي از دست مي دهد: زبان دريافتي يا بياني, مهارتهاي اجتماعي يا رفتار انطبافي, کنترل ادرار يا مدفوع , بازي و مهارتهاي حرکتي. بطور معمول مهارتهاي اکتسابي تقريبا در همه زمينه ها از دست مي رود.

افرادي که اين اختلال را دارند نارساييهاي اجتماعي و ارتباطي و ويژگي هاي رفتاري را بروز مي دهند که معمولا در اختلال اتيستيک مشاهده مي شود. در تعامل اجتماعي اختلال کيفي رخ مي دهد و در ارتباطات نيز اختلال کيفي ديده مي شود و الگوهاي رفتاري , علايق و فعاليتها محدود, تکراري و کليشه اي مي شوند اين اختلال با يک اختلال اختصاصي فراگير رشد يا اسکيزوفرني بهتر توجيه نمي شود. اين اختلال را نشانگان هلر, زوال عقل کودکي يا روان پريشي از هم پاشيدگي هم ناميده اند.

ويژگي ها و اختلال هاي توام:

اختلال از هم پاشيدگي کودکي معمولا با عقب ماندگي ذهني شديد همراه است که اگر عقب ماندگي داشته باشد بايد روي محور 2 کدگذاري شود. نشانه ها يا علائم عصبي گوناگون غير اختصاصي ممکن است ديده شوند . به نظر مي رسد در EEG نابهنجاري هاي زياد و اختلال تشنجي وجود دارد. گرچه به ظاهر اين اختلال نتيجه اسيب به دستگاه اعصاب مرکزي در حال رشد است ولي هيچ مکانيسم دقيقي براي ان شناسايي نشده است. گاهي ممکن است که اين اختلال با يک بيماري جسماني ديده شود, که واپس روي در رشد را توجيه ميکند ( مانند لکوديستروفي متاکروماتيک و بيماري شيلدر) . به هرحال در بيشتر موارد, بررسي جامع وجود چنين عارضه اي را نشان نداده است. اگر يک عارضه عصبي يا بيماري جسماني مرتبط با اين اختلال وجود داشته باشد بايد ان را روي محور 3 کدگذاري کرد. يافته هاي ازمايشگاهي نشانگر هيچ گونه بيماري جسماني نيستند.

شيوع:

داده هاي همه گير شناسي محدودي در مورد اختلال از هم پاشيدگي کودکي وجود دارد . اين اختلال بسيار نادر است و در مقايسه با اختلال اتيستيک شيوع کمتري دارد, هرچند اين اختلال احتمال دارد کمتر تشخيص داده شود. مطالعات قبلي نسبت شيوع ان را در هر دو جنس مساوي ذکر کرده اند ولي يافته هاي جديدتر حاکي از ان است که اين اختلال در پسران شيوع بيشتري دارد.

دوره يا سير:

به طور مشخص , اختلال از هم پاشيدگي کودکي تنها زماني قابل تشخيص است که نشانه هاي ان پس از حداقل دو سال رشد بهنجار ظاهر شوند و شروع ان تا قبل از سن ده سالگي باشد. هرگاه دوره رشد بهنجار طولاني تر باشد ( يعني 5 سال يا بيشتر ) براي ارزيابي وجود يک بيماري جسماني, انجام معاينات کامل بدني و عصبي ضرورت دارد. در بيشتر موارد شروع اختلال بين سنين 3 تا 4 سالگي است و امکان دارد ناگهاني يا تدريجي باشد . نشانه هاي هشدار دهنده ان ممکن است افزايش سطوح فعاليتها, تحريک پذيري , اضطراب و سپس از دست دادن گفتار و ساير مهارتها را شامل شود . معمولا امکان دارد که مهارتها پس از رخداد بهبوديهاي بسيار محدود در يک سطح بدون تغيير باقي بمانند, هرچند بهبودي قابل ملاحظه به ندرت رخ مي دهد . در ساير موارد به ويژه مواقعي که اين اختلال با يک اختلال عصبي پيشرونده همراه است , از دست دادن مهارتها تدريجي صورت مي گيرد . اين اختلال سير پيوسته اي دارد و در بيشتر موارد در تمام طول عمر تداوم مي يابد. مشکلات اجتماعي , ارتباطي و رفتاري در طول زندگي نسبتا بدون تغيير باقي مي مانند.

سبب شناسي ودرمان:

علت اين اختلال نيزهنوزمشخص نشده است.اماگزارش شده كه اين اختلال بااختلال هاي تشنجي،اسكلروزتوبروزوانواع اختلال هاي سوخت وسازهمراه است.

هدف درمان دراين بيماران مثل اختلال اوتيسم،به حداقل رساندن مشكلات وبه حداكثررساندن توانايي هاست.درنتيجه راهكارهاي درماني اين اختلال مشابه راهكارهاي درماني اختلال اوتيسم ميباشد.

منابع:

1-مجله تعليم و تربيت استثنايي،شماره87،اسفند1387،نويسنده ي مقاله:حميده سليماني

2-مجله تعليم وتربيت استثنايي،شماره62و63،بهمن واسفند1385،نويسنده مقاله:مريم قهرماني

3- كتاب روانشناسي مرضي كودك تأليف:دكترعليرضاكاكاوند

4-وبلاگ روانشناسي باليني

5-وبلاگ پزشكي ازبيش فعالي تا اوتيسم، آدرس اينترنتي: www.adha.pdd.blogfa.com

6- سايت اينترنتي تبيان

7-وبلاگ سيمرغ(منبع مقاله:ماهنامه شادكامي وموفقيت شماره64) آدرس اينترنتي: www.seemorgh.com  

8-وبلاگ انجمن ميهن دانلود

9-وبلاگ اختلالات روانشناختي وروان پزشكي كودكان(نويسنده مقاله:فريدمفيدي)

10- سايت اينترنتي آفتاب ، آدرس اينترنتي: www.aftab.ir