آمده بود با سبدی از گل و ریحان در هزاره انسان های گمشدهَ؛در هزاره انسان های دفن شده در جهل و بی خبری؛انسان های اسیراوهام و عصبیت های جاهلی .

آمده بود تا عشق را معنا بخشد؛دوست داشتن را از خیال به واقعیت بدل کند.

آمده بود تا از شنزارها زمخت واپس گرایان و جاهلان عبور کند و آنان را به سرچشمه ی زلال معرفت دینی رهنمون شود.

آمده بود تا قومی را که تفاخر همیشگی اش قبر مردگانش بود به جاده بی انتهای ایمان دعوت کند؛ اما او را کافر شدند به سخره گرفتند شاعرانش خواندند مجنونش نامیدند و ....

حتی دیگران را آموختند که او را سنگ بزنند یاران او را شکنجه کنند او را درمحاصره قرار دهند.

سخت و جان فراساست عادت های پیشین برای قومی که عادت های کهن هیچ ندارد و او از این همه غفلت می سوخت عشق به بندگان خدا جانش را لبریز کرده است.

پیامبر صبور ما که هیچ پیامبری همچون او اذیت نشده حتی یک بار زبان به نفرین قومش نگشود.دربدترین حالت با خدا نجوا می کرد که خدایا این قوم نمی دانند؛ آنان را هدایت فرما.

آنفدر عاشقانه کوشید که هیچ دلی دیگر نمی توانست این عشق را انکار کند؛ مگر آنان که خورشید را نیز انکار می کردند.او طبیب درد های پنهان بشریت بود.

وقتی که او آمد دوباره کرامت انسان معنا شد ؛انسان های در بند، از بند رها شدند او سینه شب را شکافت مشتی نور در جادهی سیاه پاشید و آیات هدایت را در جان مردم عاشقانه زمزمه کرد.

آنقدر سوخت و گداخت که حضرت دوست او را نهیب زد ای حبیب مهربان ما چه می کنی؟

تو مامور به تکلیف هستی نه مامور به نتیجه.

او هر روز علف های هرز باغ را وجین و باغ را با عشق آبیاری می کرد تا غنچه ها سر بر آورند.

و بدین سان یک گلستان گل محمدی شکفت عمار؛یاسر؛ابوذر؛سلمان؛و گل سر سبد همه ی آنان علی (ع).علی خلاصه پیامبر است؛جان رسول الله است.

از پیامبر(ص)علی (ع)؛حسن(ع)؛حسین(ع)؛سجاد(ع)؛باقر(ع)؛صادق(ع)؛و ...فاطمه (س)مادرعشق ؛مهر بیاموزیم.

چون رسول عشق در راه دوست و برای کسب رضای او همه را تکریم کنیم چه آن که خداوند فرزند آدم را صاحب کرامت آفریده است.

          از پیامبر بیاموزیم که رسول عشق و ایمان باشیم .