خدای عزیز:


هیچ فکر نمی کردم نارنجی و بنفش به هم بیان . تا وقتی که غروب 

خورشیدی رو که روز سه شنبه ساخته بودی دیدم . اون واقعا معرکه بود.


خدای عزیز :


لازم نیست نگران من باشی . من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می کنم .


خدای عزیز:


من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی کنم .


خدای عزیز:


فکر می کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد .


خدای عزیز:


اگر یک شنبه ، مرا توی کلیسا تماشا کنی ، کفش های جدیدم رو بهت


 نشون میدم .


خدای عزیز:


چه کسی دور کشور ها خط می کشه ؟؟


خدای عزیز:


من به عروسی رفتم و آن ها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند . این از


 نظر تو اشکالی نداره ؟؟!!